جنگ جمل تا ظهور حضرت حجت ادامه دارد / حکایاتی عجیب از شتر عایشه در جنگ جمل
موضوع : وبلاگ / حکایات و روایات
تاریخ انتشار : 5 دی 1399
مدت زمان مطالعه : 9 دقیقه و 13 ثانیه
جنگ جمل تا ظهور حضرت حجت ادامه دارد / حکایاتی عجیب از شتر عایشه در جنگ جمل
شیطان در مقابل پروردگار قسم یاد کرد: «لاقعدن علی صراطک المستقیم» بر صراط مستقیم تو خواهم نشست و بنده های تو را گمراه خواهم کرد. صراط مستقیم حضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب می باشد و همه اولیای خدا و کسانی که اهل بهشت خواهند بود باید در صراط حضرت امیر المومنین علی باشند. هر کسی که در این صراط مستقیم قرار می گیرد دشمن قسم خورده شیطان می شود؛ چرا که او دشمن قسم خورده رهپویان صراط مستقیم است.

سقیفه محلی برای رقابت‌های شیطانی
سلمان فارسی نقل می کند که «ابلیس در هیئت یک پیر زاهد اولین نفری بود که با غاصب حق حضرت علی بیعت کرد.» سلطه شیطان باقی بود تا این که حزب های شیطانی درگیر جنگ های داخلی شدند.
سقیفه محلی بود برای غصب خلافت علی و نیز محلی برای رقابت طمع کنندگان در خلافت؛ کسانی که حقی در خلافت و جانشینی پیامبر نداشتند، نه اینکه فقط حق نداشتند، بلکه حق نظر و تصمیم‌گیری هم در این باره نداشتند؛ چرا که خلافت و وصایت رسول الله بدست خداوند است و مردم در انتخاب آن هیچ نقشی ندارند جز وظیفه بیعت و یاری کردن شخصی که خداوند تعیین فرموده است.
سقیفه صحنه رقابت بین کسانی بود که تلاش می کردند بر مسند خلافت تکیه زنند؛ از سویی اوسیان و از طرفی خزرجیان که هر دو قبیله از انصار بودند و از طرف دیگر مهاجرین؛ و در میان مهاجرین، شدیدترین رقابت بین «تیم» و «عدی» بود؛ حضرت امیر المومنین علی مشغول غسل دادن پیامبر بود، در حالی که برای سقیفه ارزشی قائل نبود تا بخواهد برای احقاق حق خویش در آن حضور یابد، به هر صورت با مکر تیم و عدی و اختلاف انصار بر سر منازعات دیرینه خود و زیرکی ابوبکر، همگی با ابوبکر بیعت کردند و در شهر مدینه از هر شخصی با اجبار و زور برای او بیعت گرفتند و همان طور که گذشت اولین بیعت کننده با او شیطان بود.

اختلافات سقیفه در زمان عثمان شدت گرفت
با خلافت ابوبکر اختلافات در سقیفه در نهان ادامه داشت تا اینکه ابوبکر به مرگ مشکوکی از دنیا رفت و عمر که هم پیمان امویان شده بود، به خلافت رسید و پس از مرگش با شورایی ظاهری عثمان که از امویان بود، به خلافت دست یافت. در زمان عثمان به علت نابخرد بودن وی اعتراضات زیادی شکل گرفت، او در حل و فصل این مشکلات ناکارآمد بود، بنابراین این اعتراضات به شورش تبدیل شد. این شورش زمینه ای شد برای پر رنگ شدن اختلافات سیاسی در سقیفه، از سویی خاندان ابوبکر می خواستند سوار بر این شورش، خلافت را از آن خویش کنند و از طرفی دیگر معاویه نیز از این در گیری های داخلی خرسند بود و تلاش می کرد تا نتیجه این شورش ها خلافت او بر تمام بلاد اسلامی باشد. از این جهت بود که حزبی که ادامه حزب ابوبکر بود برای نابودی عثمان به طور جدی وارد میدان شد و به این درگیری‌ها و شورش ها دامن زد.

قاتلان عثمان
عایشه فرزند ابوبکر فتوای قتل عثمان را صادر کرد، او برای عمره مدینه را ترک گفته و در مکه بسر می برد و مورخین این جمله را از او نقل کردند: «اقتلو نعثل»؛ این پیر خرفت را بکشید. او عثمان را با لقب نعثل خطاب می کرد. عایشه علاوه بر اینکه فضای سیاسی جامعه را به هم ریخت و مردم را برای کشتن عثمان تشجیع می‌کرد، برای جانشینی عثمان، طلحه از عموزاده های خویش را در نظر گرفته بود. از این رو عایشه در مکه فرمان قتل صادر می‌کرد و طلحه در مدینه خانه عثمان را محاصره کرده و آب را بر روی او بسته بود. تا جایی که تشنگی بر عثمان فشار آورد و او برای علی پیام فرستاد و حضرت امیرالمومنین علی که از این فتنه ها خود را دور نگه داشته بود و سعی بر آرام کردن شورش داشت به عثمان آب رساند و جوانان بنی هاشم را حائل بین شورشیان و خانه عثمان قرار داد تا اینکه آتش شورش آرام گیرد.
معاویه نیز از این به هم ریختگی خرسند بود هر چند او علی الظاهر عامل عثمان در شام بود و باید طبق دستور عثمان حرکت می کرد، اما لشکریان شام را در نزدیکی های مدینه نگه داشت و دستور داد ابداً وارد مدینه نشوند، لذا لشکر شام در نزدیکی های مدینه اطراق کرد و وارد شهر نشد؛ یعنی معاویه به شورشیان مهلت داد تا اینکه عثمان کشته شود به طمع اینکه بعد از عثمان خلیفه تمامی بلاد مسلمین شود.

نهی امیر المومنین از قتل خلیفه کارگر نشد
نهی امیر المومنین علی از کشتن عثمان بی نتیجه ماند و طلحه همراه با گروهی از یارانش عثمان را به قتل رساند و پس از قتلش اجازه دفن او را در بقیع نداد، بنابراین او را در قبرستان یهودی ها به خاک سپردند. پس از قتل عثمان، بر خلاف انتظار عایشه و معاویه، مردم به سمت خانه حضرت علی هجوم آوردند و با امیر المومنین بیعت کردند و از اولین کسانی که با حضرت علی بیعت کرد، طلحه بود.

خون خواهان عثمان!
معاویه در سر، آرزوی خلافت داشت و عایشه نیز مدعی خلافت بر قبیله و خاندان خویش بود، بنابراین هر دو کینه ای دیرین از علی داشتند، از این رو بود که عایشه که پس از مرگ عثمان خوشحال به سمت مکه حرکت می کرد، در راه هنگامی که خبر به خلافت رسیدن علی را شنید، به مکه بازگشت و فریاد زد که عثمان خلیفه ای بود که مظلوم کشته شد و معاویه نیز در شام که از خلافت علی ناخرسند بود، پیراهنی خون آلود برافراشت که: «وای از مصیبت عثمان که مظلومانه کشته شد»، به این ترتیب معاویه اصرار بر خون خواهی عثمان کرد.
دشمنان امیر المومنین هنگامی که صحنه رقابت را بین خود باز می دیدند با یکدیگر به رقابت می پرداختند، اما هنگامی که امیر المومنین به خلافت رسید برای آنها زمینه رقابت فراهم نبود، بلکه زمان وحدت برای دشمنی با علی بود.
قاتلان عثمان و کسانی که عملاً عثمان را کشتند و به قتل او فتوا دادند، مدعی خون خواهی عثمان شدند و شعار خون خواهی عثمان را سردادند، از این رو بود که طلحه و زبیر با تحریک معاویه مدینه را ترک کرده و بیعت شکستند و به سمت مکه رفتند. آنها لشکر و سپاهی جمع آوری کرده و به بصره حمله نمودند؛ بصره را فتح کرده و والیان امیر المومنین و دوستداران حضرت را به شهادت رساندند و این آغاز فتنه جمل بود.
امیر المومنین نیز با کوفیان در مقابل او ایستاد؛ در جنگ جمل جنگ سختی بین لشکریان حق و باطل رخ داد، طرفی که قاتلان عثمان بودند و مدعیان خون عثمان و طرف دیگر بی‌گناه ترین شخص نسبت به خون عثمان و متهم به قتل عثمان.

عایشه سوار بر فرزند شیطان
هر چند که قتل عثمان بهانه‌ای بیش نبود و همه هدف آن نابود کردن حق بود، از این رو شیطان شتری را برای عایشه فراهم کرد؛ در حقیقت شتر عایشه شتری معمولی نبود، بلکه شیطانی از شیاطین بود و در حقیقت عایشه در جمل سوار بر شتر نبود، بلکه سوار بر شیطان بود.
نام شتر او «عسکر» بود. عسکر همان شتری بود که پیامبر عایشه را از سوار شدن بر آن برحذر داشته بود؛ او وقتی نام آن شتر را شنید، فریاد زد و گفت که من سوار بر آن نمی شوم؛ به این ترتیب هیئت ظاهری شتر را تغییر دادند و گفتند این عسکر نیست. عایشه یا فریب خورد و یا وانمود به فریب خوردن کرد؛ در هر صورت سوار بر شیطانی به نام عسکر شد.
و در آن کارزار عجایب بسیارى از آن دیده شد، از جمله اینکه هر گاه یکى از پاهاى او قطع مى‏شد آن شتر بر پاى دیگر مى‏ایستاد تا اینکه حضرت امیر فریاد زد که آن جمل را بکشید که آن خود شیطان است، محمّد بن ابى بکر و عمّار مامور شده و آن را پس از قطع اعضا و خونریزى زیاد کشتند؛ چرا که دستان بسیاری برای حفظ عسکر بریده شده بود؛ به محض اینکه شتر عایشه یا همان فرزند ابلیس بر زمین افتاد، فتنه جمل خاتمه پیدا کرد و امیر المومنین پیروز شد. (1)

فتنه قتل عثمان به انتها نرسیده است
عایشه در جنگ جمل شکست سختی خورد. جمل در آن روز به پایان رسید، ولی فتنه خون خواهی قتل عثمان به پایان نرسید؛ گویی عثمان بهانه خوبی بود و شیطان هم باعث خوبی؛ چراکه این قائله ادامه پیدا کرد تا کربلا تا اینکه در کربلا به خون خواهی عثمان آب را بر حسین و فرزندان پیامبر بستند، به این بهانه که عثمان تشنه کشته شد و برخی به خون خواهی عثمان وارد جنگ با امام معصوم شدند.
اما فتنه جمل که به صورت یک فتنه اعتقادی باقی مانده بود، در کربلا نیز پایان نیافت و تا به امروز و زمان ظهور حضرت مهدی ادامه خواهد داشت؛ گویی این فتنه با ظهور حضرت مهدی و با شمشیر ایشان از بیخ و بن کنده خواهد شد.
تفکر جمل از فتنه‌های مهم آخرالزمان است. خون خواهی عثمان در آستانه ظهور حضرت مهدی جنگ های سختی مانند جنگ جمل را ایجاد خواهد کرد و این فتنه ها از نشانه های حتمی ظهور است.

صیحه آسمانی و قتل عثمان
از نشانه های حتمی ظهور صیحه آسمانی است. گویی صیحه آسمانی همان جنگ جمل است. در روزی صدایی از آسمان شنیده می شود که فریاد می زند «الا ان الحق فی علی و شیعته » و فردای آن روز ابلیس در آسمان می رود و فریاد می زند : «اَلَا اِنَ‏ الْحَقَ‏ فِی‏ عُثْمَانَ‏ بْنِ عَفَّانَ وَ شِیعَتِهِ فَاِنَّهُ قُتِلَ مَظْلُوماً فَاطْلُبُوا بِدَمِهِ» شیطان می گوید آگاه باشید حق در عثمان و شیعیان عثمان است پس او مظلومانه کشته شد و درباره او خون خواهی کنید و پس از این ندای دوم گروهی که در دل مرض دارند به ابلیس ایمان می آورند. (2)

دجال و سفیانی ادامه دهنده جنگ جمل
جنگ جمل در زمان امیر المومنین تمام نشد، جنگ بین تئوری عثمانی ها و اهل حق همچنان ادامه دارد و در آخرالزمان به اوج خودش خواهد رسید و در مواردی هم به مرحله ظهور فعلی و به صحنه‌های جنگ خواهد کشید.
روایات در این باب بسیار است، اما برای نمونه می توان به این نکته نیز اشاره کرد که تنها کسانی در آخرالزمان به دجال ایمان نمی‌آورند که بغض عثمان را داشته باشند.
همچنین سفیانی که خروج او نیز از نشانه های حتمی ظهور است، از فرزندان عثمان می باشد، نسب او را این گونه بیان کرده اند:
احنف پرسید «یا امیر المومنین سفیانى‏ از چه گروهى است؟» حضرت فرمود: «از بنى امیه است و دایی هاى او کلب می باشد، نام او عنبسه بن مره بن کلیب بن سلمه بن عبد اللَّه بن عبد المقتدر بن عثمان‏ بن معاویه بن ابى سفیان بن حرب بن امیه بن عبد شمس است که شریرترین و ملعون ترین و ظالم‏ترین خلق خدا است.»(3)
البته در برخی منابع نام او «عثمان بن عنبسه» نیز گفته شده است که در این صورت او عثمان است و فرزند عثمان و با تفکر عثمانی، جنگ او در مقیاسی بزرگتر از جنگ جمل خواهد بود و پایان فتنه جمل به دست امام زمان.



پی‌نوشت:
1. الاحتجاج/ ترجمه جعفرى/ جلد‏1/ سخنان حضرت امیر - - در کارزار جمل ...../ ص: 344
2. الغیبه( للنعمانی) النص/ جلد 260/ باب 14 ما جاء فی العلامات التی تکون قبل قیام القائم ع و یدل على ان ظهوره یکون بعدها کما قالت الائمه ع
3. الملاحم و الفتن، یا فتنه و آشوبهاى آخر الزمان/ متن 141/ صفت اصحاب مهدى ...../ ص: 136