سیمای حضرت مسیح (ع) در قرآن و روایات
موضوع : وبلاگ / یادداشت
تاریخ انتشار : 4 دی 1399
مدت زمان مطالعه : ۲۵ دقیقه
سیمای حضرت مسیح (ع) در قرآن و روایات
واژه مسیح یا ماشیح امروز به دو معنا به کار می‌رود: یکی نجات دهنده به معنای عام کلمه و نجات دهنده به معنای خاص: کسی که در آینده ظهور خواهد کرد.


آیات و احادیث در ارتباط با میلاد عیسی مسیح 

یا مَریمُ انَّ اللَّهَ یُبَشِّرُکِ بِکَلِمَهٍ مِنهُ اسمُهُ المَسیحُ عِیسَی ابنُ مَریمَ وَجیِهاً فِی الدُّنیا وَ الآخِرَهِ و مِنَ المُقَرَّبینَ)
ترجمه:
ای مریم! خدا تو را به کلمه‏ای از جانب خودش بشارت می‏دهد که نامش مسیح ، عیسی بن مریم است؛ در حالی که در دنیا و آخرت آبرومند و از مقرّبان الهی است. آل عمران ، آیه 45


حضرت عیسی‏ : خادِمی یَدایَ و دابَّتی رِجلای و فِراشِی الارضُ و وِسادِی الحَجَرُ و دِفئی فِی الشِّتاءِ مَشارِقُ الارضِ . . . . ابیتُ و لَیسَ لی شَی‏ءٌ و اصبِحُ و لَیس لی شَی‏ءٌ و لَیسَ عَلی وَجهِ الارضِ احَدٌ اغنی مِنّی
ترجمه:
خدمت کار من دو دست من است و مرکبم دو پای من و بسترم زمین و بالشم سنگ و گرمابخشم در زمستان مکان‏های آفتابگیر . . . . شب و روز خود را با ناداری سپری می‏کنم و با این حال روی زمین ، هیچ کس توانگرتر و بی‏نیازتر از من نیست. بحار الانوار ، ج 14 ، ص 239


امام علی‏ درباره حضرت عیسی‏ فرمودند: . . . وَلامالٌ یَلفِتُهُ و لا طَمَعٌ یُذِلُّهُ ، دابَّتُهُ رِجلاهُ و خادِمُهُ یَداهُ
ترجمه:
نه مال و ثروتی داشت که او را به خود مشغول گرداند و نه طمعی که به خواری‏اش اندازد ، مرکب او دو پایش بود و خدمت کارش دو دستش. نهج البلاغه ، خطبه 160


سخنان برگزیده
حضرت عیسی‏ : الدُّنیا قَنطَرَهٌ فاَعبُروها و لا تَعمُرُوها
ترجمه:
دنیا پل است ؛ از آن بگذرید و آبادش مسازید. الامالی ، مفید ، ص 43


حضرت عیسی‏ : بِحَقٍّ اقولُ لَکُم : انَّ الاجرَ مَحرُوصٌ عَلَیهِ و لایُدرِکُهُ الاّ مَن عَمِلَ لَهُ
ترجمه:
راست می‏گویمتان: همه خواهان مزدند، و تنها کسی به آن می‏رسد که برای آن کار کند. میزان الحکمه ، ح 22083


حضرت عیسی ‏: طُوبی لِلَّذینَ یَتهَجَّدونَ مِن اللَّیلِ ، اُولئکَ الّذینَ یَرِثونَ النُّورَ الدّائِمَ
ترجمه:
خوشا آنان که پاسی از شب را به عبادت می‏گذرانند ؛ آنان کسانی‏اند که نوری ماندگار به ارث می‏برند. تحف العقول ، ص 510


حضرت عیسی‏ : انَّ الشَّجَرَهَ لاتَکمُلُ الّابِثَمَرَهٍ طَیِّبَهٍ کَذلِکَ لایَکمُلُ الدِّینُ الّا بِالتَّحَرُّجِ عَنِ المَحارِمِ
ترجمه:
درخت کامل نمی‏شود مگر با میوه‏ای گوارا . همچنین دین‏داری کامل نمی‏شود مگر با دوری از حرام‏ها. تحف العقول ، ص 511


حضرت عیسی‏ : ایّاکُم وَالنَّظرَهَ فَانَّها تَزرَعُ فِی القُلُوبِ الشَّهوَهَ و کَفی بِها لِصاحِبِها فِتنهً
ترجمه:
زنهار از نگاه [بد] که بذر خواهش را در دل می‏افشاند ، و نگاه کننده را همین فتنه بس است. تحف العقول ، ص 502


حضرت عیسی‏ : طُوبی لِلمُصلِحینَ بَینَ النّاسِ ، اُولئکَ هُمُ المُقَرَّبونَ یَومَ القِیامَهِ
ترجمه:
خوشا به حال اصلاح کنندگان میان مردم ؛ اینان در روز قیامت مقرّبان‏اند. تحف العقول ، ص 501


عیسی مسیح هم اکنون کجاست؟

در باره اینکه حضرت عیسی کجاست؟ در بین ادیان یهود، مسیحت و اسلام تفاوتی دیده می شود. هر سه دین در باره فرجامین روز این نبی خدا سخن رانده اند. لیک اختلاف روایت هر سه دین از روز آخر ظهور و حضور عیسی در بین مردمش، موجب می‌شود که اعتقاد آنها در باره مکان فعلی ایشان نیز متفاوت باشد.
ما به نظر هر سه دین در اینجا اشاره می کنیم:
1- یهود معتقدند که عیسی کشته شده است. چون یهود ادعا می‌کرد که مسیح عیسى بن مریم  را کشتند. طبق این باور عیسی زنده نیست که جایی داشته باشد. قرآن کریم ادعاى یهود مبنى بر اینکه عیسى را کشتند را رد می‌‏کند."وَ قَوْلِهِمْ اِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِیحَ عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ رَسُولَ اللَّهِ، وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لکِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَ اِنَّ الَّذِینَ اخْتَلَفُوا فِیهِ لَفِی شَکٍّ مِنْهُ ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ اِلَّا اتِّباعَ الظَّنِّ وَ ما قَتَلُوهُ، یَقِیناً، بَلْ رَفَعَهُ اللَّهُ اِلَیْهِ، وَ کانَ اللَّهُ عَزِیزاً حَکِیماً، وَ اِنْ مِنْ اَهْلِ الْکِتابِ اِلَّا لَیُوْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَ یَوْمَ الْقِیامَهِ یَکُونُ عَلَیْهِمْ شَهِیداً"


2- مسیحیان معتقدند که یهودیان آن جناب را دار زدند و کشتند، ولى بعد از کشته شدنش، خداى تعالى او را از قبرش بیرون آورد و به آسمان برد.
بر این اساس مسیحیان معتقدند که عیسی در نزد بــــــدر (همان خدای مسیحیان) در آسمان معنوی قرار دارد. او در دست راست خداست و تاثیرش بر جهان از طریق روح القدس است. بی شک مراد مسیحیت از مسیح نزد خدا باید وجود روحی او باشد نه جسمی.
حال آنکه آیاتى که ملاحظه کردید داستان کشتن و به دار آویختن را به کلى تکذیب می‌کند.


3- مسلمین با استفاده از از ظاهر آیه "وَ اِنْ مِنْ اَهْلِ الْکِتابِ ... معتقدند عیسى نزد خدا زنده است و نخواهد مرد تا آنکه همه اهل کتاب به وى ایمان بیاورند. روشن است که مراد از نزد خدا آسمان نیست بلکه قرب معنوی خداست. لذا علامه طباطبائی ره در تفسیر آیه "وَ رافِعُکَ اِلَیَّ وَ مُطَهِّرُکَ مِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا" می فرماید: کلمه "رفع" به معناى بلند کردن و برداشتن است، و از آنجایى که در آیه شریفه کلمه" رافعک" مقید به قید" الى" شده معلوم مى‏شود که منظور از این رفع، رفع معنوى است نه رفع صورى و جسمى، چون خداى تعالى در مکانى بلند قرار نگرفته تا عیسى ع را به طرف خود بالا ببرد، او مکانى از سنخ مکانهاى جسمانى که اجسام و جسمانیات در آن قرار مى‏گیرند ندارد، به همین جهت دورى و نزدیکى نسبت به خداى تعالى هم دورى و نزدیکى مکانى نیست. لذا منظور از رفع، رفع معنوى است یعنى ترفیع درجه و تقرب به خداى سبحان. (ترجمه المیزان، ج‏3، ص: 326)
نظیر تعبیرى که در سوره مریم در شان ادریس آورده فرموده است "وَ رَفَعْناهُ مَکاناً عَلِیًّا" که منظور از مکان در این آیه جمله مکانت و منزلت است، نه مکان مادى.
البته عده ای معتقدند که مراد از "رفع عیسى به سوى خدا"، بالا بردن هم روح و هم جسم عیساى زنده به آسمان است." چون از ظاهر قرآن شریف بر مى‏آید که خداى تعالى عیسى را در حالى که زنده بود به آسمان مادى و جسمانى بالا برده و مقام قرب خداى سبحان و محل نزول برکات و مسکن ملائکه مکرم هم همین آسمان مادى است‏. (ترجمه المیزان، ج‏3، ص: 342)


در کتاب عیون از حضرت رضا روایت کرده که فرمود: امر هیچ یک از انبیاء و حجج الهى بر مردم مشتبه نشد مگر امر عیسى و بس، براى اینکه عیسى  را زنده به آسمان بردند و بین آسمان و زمین قبض روحش کردند و "بدن بی‌‏روح" و "روح بی‌‏بدنش" را به آسمان بردند و در آنجا دوباره روحش را به بدنش برگرداندند.


تولد مسیح در انجیل

انجیل متی (1:18) تا (1:25) تولد عیسی مسیح را در زمان هیررودیس چنین روایت کرده است: «مریم  مادر عیسی که در عقد یوسف بود، قبل از ازدواج با او به وسیله روح‌القدس آبستن شد. یوسف که سخت پای‌بند اصول اخلاقی بود، بر آن شد که نامزدی خود را به هم بزند، اما در نظر داشت این کار را در خفا انجام دهد تا مبادا مریم بی‌آبرو شود. او غرق در این گونه افکار بود که به خواب رفت. در خواب فرشته‌ای را دید که به او گفت: یوسف، پسر داوود از ازدواج با مریم نگران نباش. کودکی که در رحم اوست از روح‌القدس است. او پسری خواهد زایید و تو نام او را عیسی یعنی نجات‌دهنده خواهی نهاد و او قوم خود را از گناهان‌شان خواهد رهانید و این همان پیغامی است که خداوند قرن‌ها قبل به زبان نبی خود اشعیا فرموده بود که بنگرید! دختری باکره آبستن خواهد شد و پسری به دنیا خواهد آورد و او را عمانوئیل خواهید نامید (عمانوئیل به زبان عبری یعنی خدا با ماست) چون یوسف بیدار شد، طبق دستور فرشته عمل کرد و مریم را به خانه‌اش آورد تا وقتی که او پسرش را به دنیا آورد و یوسف او را عیسی نام نهاد.»


تولد عیسی بن مریم  در قرآن

خداوند در قرآن نیز در سوره آل‌عمران و سوره مریم به داستان تولد حضرت عیسی اشاره کرده است که در آن میان می‌توان به آیات 16 تا 35 سوره مریم در قرآن کریم مراجعه کرد: در همان لحظه‌‏اى که جبرئیل در مریم دمید، زنى باردار شد و تردیدى نیست که او در این اندیشه بود که مردم درباره او چه خواهند گفت؛ زیرا وى دوشیزه‌ اى بود که اکنون باردار شده بود و بدون شوهر از او فرزندى متولد شده است، این ذهنیت‏ها، او را پریشان خاطر کرد و بیمناک و مضطرب شد و علاقه‏‌مند بود از مردم کناره‌‏گیرى کند و تنها زندگى کند. اینجا بود که محلى را دور از مردم انتخاب کرد تا در آن از دیدگان آنها مخفى و نهان باشد و آنگاه که زمان وضع حمل فرارسید، درد و رنج ولادت، او را مجبور ساخت به درخت خرمایى رو آورد تا خود را به واسطه آن پنهان سازد. خود را به آن درخت رساند و بر آن تکیه زد و در آنجا به خاطر آورد که بزودى مورد آماج تهمت‌هاى ناروا قرار خواهد گرفت. در آن هنگام آرزو مى‌‏کرد اى کاش قبل از این ماجرا مرده بود و یا چیزى پست و بى‏‌مقدار بود که ارزش نام بردن نداشت، ولى لطف و عنایت خداوندى بسرعت شامل حال وى شد و صداى جبرئیل را شنید که از نزدیکى او، و محلى پایین‏تر از جایگاه وى، او را مخاطب ساخته و به وى اطمینان داد که خداوند روزى او را بر عهده گرفته است و او اگر تنها شاخه درخت خرما را تکان دهد، رطب تازه برایش فرو مى‏ریزد و مى‏تواند با گوارایى میل کند و از جوى آبى که از سمت پایین جایگاهش مى‌گذرد بنوشد و خیالى آرام و خاطرى آسوده داشته باشد و به او آموخت که اگر به فردى نکوهشگر برخورد و یا کسى درباره مسئله باردارى و چگونگى آن از او پرسید، به او پاسخ ندهد و با اشاره بگوید: نذر کرده‌ام براى خدا روزه‏اى بگیرم.
هنگامى که عیسى متولد شد و مادرش او را نزد خویشاوندان خود آورد، براى آنان - که از تقوا و پرهیزکارى و عبادات مریم اطلاع داشتند و چه کسانى که بى ‌اطلاع بودند صحنه‌‏اى غیرمنتظره بود- زیرا کارى که او انجام داده بود براى آنان بسیار شگفت‏آور بود و نیز مى‏دانستند مریم دوشیزه بوده و شوهر نکرده است و طبیعى بود که چنین امر ناگهانى فرد را در معرض اتهام قرار دهد و بدیهى است امورى از این قبیل، فرصت اندیشیدن به کسى نمى‌‏دهد، به ویژه که دلایل اتهام و قرینه‏هاى ظاهرى دال بر آن موجود باشد. بنابراین، جایى براى شک و تردید باقى نمى‌‏گذارد.
آنچه را مریم‏ توانست در قبال این طوفان تهمت و افترا انجام دهد این بود که به سفارش جبرئیل عمل کرد و روزه گرفت و به فرزند خود که در گهواره آرمیده بود، اشاره کرد و از آنها خواست با وى سخن بگویند. آنان از این سخن به خشم آمدند، زیرا پنداشتند مریم آنها را به تمسخر گرفته است، چون تاکنون سراغ نداشتند کودکى در گهواره سخن بگوید، ولى عیسى بدان‏ها پاسخ کاملى دال بر پاکدامنى مادرش عنوان کرد و گفت: خداوند او را به سخن آورده است و افزود: من بنده خدا هستم و خداى متعال به من انجیل عطا خواهد کرد و مرا به پیامبرى برمى‏‌گزیند و وجودم را با برکت کرده و آموزگار صفات خوب و پسندیده قرار داده است و به من دستور داده که تا زنده‏‌ام نماز را به پای دارم و زکات بپردازم و سفارشم فرمود به مادرم نیکى و مهربانى کنم، خداى سبحان مرا میان مردم، فردى ستمکار قرار نداد و در اثر گناه شقاوتمندم نساخت و آن گاه که متولد شدم و زمانى که از دنیا مى‌‏روم و هنگامى که در قیامت از بین مردگان زنده محشور می‌شوم، در پناه و امان الهى هستم.
قوم مریم نزد وی آمدند و مریم فرزند خود را حمل می‌کرد، گفتند: اى مریم، کار بسیار زشتی انجام داده‌‏اى. اى خواهر هارون، پدرت مرد بدى نبود و مادرت هم بدکاره نبود، چرا چنین ‏کردى؟ مریم به فرزندش اشاره کرد، آنها گفتند: چگونه ما با کودکى که در گهواره است، سخن بگوییم! عیسى به سخن آمد و گفت: من بنده خدا هستم، به من کتاب آسمانى عطا کرد و مرا هر کجا که باشم، مایه برکت گرداند و تا زنده‌ام مرا به نماز و زکات و نیکى به مادرم سفارش فرمود و مرا ستمکار و شقى قرار نداد، درود بر من، آن روز که متولد شدم و آن روز که از دنیا مى‌‏روم و آن روز که زنده محشور می‌شوم.
در انجیل یوحنا (27:14) به نقل از حضرت مسیح  آمده است: "من هدیه‌ای نزد شما می‌گذارم، ولی می‌روم، این هدیه آرامش فکر و دل است؛ آرامشی که من به شما می‌دهم، مانند آرامش‌های دنیا بی‌دوام و زودگذار نیست، پس آسوده‌خاطر باشید و نترسید! فراموش نکنید چه گفتم، گفتم که می‌روم و زود بازمی‌گردم. اگر واقعا مرا دوست داشته باشید، از این خبر شاد خواهید شد.


منظور از «روح خدا» چیست؟

تقریباٌ همه مفسران معروف ، روح را در اینجا به جبرئیل فرشته بزرگ خدا تفسیر کرده اند ، و تعبیر «روح» از او به خاطر آن است که هم روحانی است و هم وجودی است حیاتبخش ، چرا که حامل رسالت الهی به پیامبران است که احیاء کننده همه انسانهای لایق می باشد و اضافه روح در اینجا به خدا دلیل بر عظمت و شرافت این روح است ، که یکی از اقسام اضافه ، اضافه تشریفیه است.


سرنوشت حضرت مریم پس از تولد حضرت عیسی  چه شد؟

قرآن کریم در آیات زیادی از جمله آیات 36 - 47 سوره آل‏عمران و آیات 16 - 35 سوره مریم، از آن حضرت یاد نموده است. در مورد سرگذشت آن حضرت بعد از تولد حضرت عیسی میفرماید: (فَاَنت به قومها تحمله قالوا یا مریم لقد جئت شیئاً مریّاً)؛ {سوره مریم، آیه 27} حضرت مریم فرزندش را در آغوش گرفت و نزد قومش آمد، آنان او را به خاطر این که بدون شوهر دارای فرزند شده بود مورد سرزنش قرار دادند و گفتند: ای مریم کار بسیار عجیب و بدی انجام دادی! حضرت مریم که روزه سکوت گرفته بود، در جواب چیز نگفت و اشاره به کودکش کرد تا با او صحبت کنند و از او بپرسند.
آنها تعجب کردند و گفتند: «کیف تکلم من کان فی المهد صبیاً)؛ {سوره مریم، آیه 29} چگونه با طفلی که در گهواره است سخن بگوییم؟! ناگهان کودکِ مریم زبان به سخن گشود و گفت: (انی عبدالله اتانی الکتاب و جعلنی نبیاً)؛ {سوره مریم، آیه 30} من بنده خدایم؛ او کتاب آسمانی به من داده؛ و مرا پیامبر قرار داده است... بنی اسرائیل وقتی این معجزه بزرگ را از آن حضرت مشاهده کردند، فهمیدند که حضرت مریم پاک، و از گمانی که آنها برده بودند، مبرا و منزه است. {مجمع البیان، طبرسی، ج 6، ص 419}
بیش از این در قرآن و احادیث معتبر مطلبی در مورد سرنوشت حضرت مریم بعد از تولد حضرت عیسی نیامده است، اما در برخی از کتب قصص قرآن آمده است که حضرت مریم و فرزندش مدت‏ها با یکدیگر زندگی کردند و به هدایت مردم پرداختند. حضرت مریم به صحرا و کوهستان میرفت و در آن جا به عبادت و نیایش پروردگار میپرداخت. روزی در وادی دمشق در دامنه کوهی مشغول عبادت بود، خسته شد و همان جا خوابید تا رفع خستگی کند، همان دم از دنیا رفت. حوریان بهشتی نزد او آمدند و پارچه سفیدی را بر روی او کشیدند.
حضرت عیسی به سراغ ما درآمد، دید خوابیده است و پارچه سفیدی بر روی او کشیده شده است، او را بیدار نکرد، مدتی صبر نمود، دید بیدار نشد. آهسته کنارش آمد و مادر را صدا زد، جوابی نشنید، فهمید که مادرش جان سپرده است، حضرت عیسی با دلی سوزناک از غم مادر، جنازه او را برداشت و به نزدیک بیت‏المقدس آورد و در آن جا دفن نمود. {قصه‏‌های قرآن، محمد اشتهاردی، ص 452} در روایت آمده است که شخصی از امام صادق پرسید: «چه کسی فاطمه زهرا را غسل داد؟ حضرت فرمود: امیر المومنین . قبول این مطلب برای آن شخص سنگین بود و نمیتوانست بپذیرد، حضرت فرمود: همانا فاطمه صدیقه بود، و صدیقه را غسل نمیدهد جز صدیق، آیا نمیدانی که حضرت مریم را غسل نداد مگر حضرت عیسی». {بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 14، ص 197}


در مورد زندگی و وفات آن حضرت در کتاب‏های قصص الانبیا مطالب دیگری نیز گفته شده است. چنان‏که گفته‌‏اند: چون مریم به سن 18 سالگی رسید، جوانی به نام یوسف که به شغل نجار مشغول بود و از اقوام حضرت مریم بود به خواستگاری ایشان آمد و حضرت مریم به عقد ایشان درآمد و قبل از اینکه با همدیگر همبستر شوند توسط جبرئیل (روح القدس) از طرف خداوند به مریم دمیده شد و حضرت مریم باردار شدند و لذا از مردم کناره گرفتند.
یوسف شوهر حضرت مریم  از این جریان آگاه شدند، قصد کردند که از مریم جدا شوند ولی در خواب فرشته‏ای به او شرح حال مریم را گوشزد کرد و چون از خواب بیدار شدند به نزد حضرت مریم رفتند و از مریم عذر خواهی کردند.


همچنین نوشته‌‏اند: بعد از تولد حضرت عیسی روزی یوسف دست همسرشان مریم و فرزند خردسال یعنی عیسی را گرفتند و آنها را با خود به مصر بردند و اینها تا 12 سالگی عیسی در مصر بودند که در این زمان در خواب به یوسف خطاب شد که برخیز و عیسی را با مادرش به وادی مقدسه ببر و یوسف از خواب که بیدار شد حضرت عیسی را به همراه مادرش مریم به کنار رود اردن برد. {ترجمه قصص الانبیا، حسین عمادزاده، ج 32، ص 725}
در کنار رود اردن شهری به نام ناصره بود که در آنجا یوسف به شغل نجاری پرداخته بود و در حالی که پیر شده بود، عیسی به یوسف در امر نجاری کمک میکرد و مادرش مریم هم به نخ‏ریسی و خیاطی مشغول بود و در این زمان که حضرت عیسی عمرشان از سی سال میگذشت، جبرئیل بر ایشان نازل شد و امر پیامبری را بر ایشان عرضه داشت. از این زمان بود که ایشان به امر تبلیغ از دین جدید پرداختند و قوم یهود را به دین جدید فراخواندند ولی یهودیان بر علیه او شوریدند و مخصوصاً زمانی که دیدند پیروان زیادی به گرد او جمع شده‏اند، خواستار قتبل او شدند که خداوند عیسی را به سوی آسمان برد. {حجاب شهید مطهری}


پیرامون طول عمر حضرت مریم چند قول ذکر شده است، عده‏ای بر این باورند که 67 سال پس از عروج عیسی به آسمان زندگی کردند که این قول صحت ندارد و علامه مجلسی میگویند: قبل از عروج عیسی حضرت مریم درگذشتند و حضرت عیسی مادرشان را غسل و کفن کردند و بدن مادرشان را به بیت‌‏المقدس انتقال دادند و در آنجا به خاک سپردند. {حیاْ القلوب، علامه مجلسی، ج 2، ص 1070} و بیشتر مورخین بر این نظریه اعتقاد دارند.
برای مطالعه بیشتر میتوانید به کتب داستان پیامبران اثر محمد لاریجانی و قصص الانبیا مراجعه کنید.


در پایان مناسب است به روایتی که در کتب شیعه و اهل سنت در مورد مقام و منزلت حضرت مریم نقل شده اشاره کنیم: پیامبر اکرم فرمود: «افضل زنان بهشت خدیجه بنت خویله، فاطمه بنت محمد، مریم بنت عمران و آسیه همسر فرعون است». {کنزالعمال، متقی الهندی، ج 12، ص 143} بنابراین حضرت مریم یکی از چهار زن نمونه بهشت است.


معجزات حضرت عیسی

1ـ تکلم در گهواره: در قرآن کریم سوره مریم به تکلم عیسی در گهواره که دال بر عبودیت وی نسبت به خداوند است اشاره شده است.
2ـ مسخ: قرآن کریم از لعنت شدن بنی اسرائیل بر لسان داود و عیسی سخن گفته و روایات ما لعنت را به مسخ تفسیر کرده اند. هنگام نزول مائده خداوند فرموده بود که هر کس به آن کفر ورزد او را عذابی سخت خواهد بود و پس از نافرمانی آنان گروهی از بنی اسرائیل به خوک و خرس و ... مسخ گردیده اند.
3ـ اخبار از امور غیبی: به گفته قرآن کریم عیسی مردم را از آنچه در منزل ذخیره کرده و آن چه در آینده خواهد خورد خبر می داده است.
4ـ خلقت پرنده: در دو موضع از قرآن کریم به این معجزه اشاره شده است در ادامه عبارت باذن الله نیز آمده است.
5ـ زنده کردن مردگان: این معجزه هم در کتاب مقدس و هم در قرآن کریم مورد اشاره قرار گرفته است.
6ـ شفای بیماران: آیات بسیاری از کتاب مقدس به این معجزه اختصاص یافته است و شفای بیماران در قالب شفای شخص ابرص شفای شخص زمین گیر ، مفلوج ، کور ، کرو لال اشاره شده است قرآن کریم به شفای کور مادر زاد و شخص ابرص (پیس) اشاره نموده است تعبیر قرآن نشان می دهد که معجزه شفای بیماران در موارد متعددی از این پیامبر صادر شده است.
7 ـ راه رفتن بر روی آب: این معجزه در انجیل و در روایتی از اهل بیت نقل شده است معجزاتی که کتاب مقدس به عیسی  نسبت داده و منابع اسلامی ذکری از آن به میان نیاورده اند عبارت از: خشکانیدن درخت انجیر ، معجزه پرداخت پول جزیه به باجگیران ، صید کثیر ماهی ، خارج کردن دیو از دیوانگان و آرام کردن طوفان.


مسیح در گاهواره سخن می گوید

«سرانجام مریم در حالی که کودکش را در آغوش داشت از بیابان به آبادی بازگشت و به سراغ بستگان و اقوام خود آمد.» (سوره مریم / آیه 27)
هنگامی که آنها کودکی نوزاد را در آغوش او دیدند ، دهانشان از تعجب باز ماند ؛ آنها که سابقه پاکدامنی مریم را داشتند و آوازه تقوا و کرامت او را شنیده بودند سخت نگران شدند ، تا آنجا که بعضی به شک و تردید افتادند ، و بعضی دیگر هم که در قضاوت و داوری عجول بودند زبان به ملامت و سرزنش او گشودند ، و گفتند: حیف از آن سابقه درخشان ، با این آلودگی ! و صد حیف از آن دودمان پاکی که اینگونه بدنام شد . «گفتند: ای مریم! تو مسلماً کار بسیار عجیب و بدی انجام دادی!» (مریم / 27)
بعضی به او رو کردند و گفتند: « ای خواهر هارون ! پدر تو آدم بدی نبود ، مادرت نیز هرگز آلودگی نداشت.» (مریم/28)
با وجود چنین پدر و مادر پاکی این چه وضعی است که در تو می بینیم؟ چه بدی در طریقه پدر و روش مادر دیدی که از آن روی برگرداندی ؟!
در این هنگام ، مریم به فرمان خدا سکوت کرد ، تنها کاری که انجام داد این بود که اشاره به نوزادش عیسی کرد . اما این کار بیشتر تعجب آنها را برانگیخت و شاید جمعی آن را حمل بر سخریه کردند و خشمناک شدند گفتند: مریم با چنین کاری که انجام داده ای قوم خود را مسخره نیز می کنی.
به هر حال « به او گفتند ما چگونه با کودکی که در گاهواره است سخن بگوییم ؟! » (سوره مریم / آیه 29) به هر حال ، جمعیت از شنیدن این گفتار مریم نگران و حتی شاید عصبانی شدند آنچنان که طبق بعضی از روایات به یکدیگر گفتند: مسخره و استهزاء او از انحرافش از جاده عفت ، بر ما سخت تر و سنگین تر است.
ولی این حالت چندان به طول نیانجامید چرا که آن کودک نوزاد زبان به سخن گشود و «گفت: من بنده خدایم. او کتاب آسمانی به من مرحمت کرده و مرا پیامبر قرار داده است. و خداوند مرا موجودی پر برکت برای بندگان در هرجا باشم قرار داده است و مرا تا زمانی که زنده ام به نماز و زکات توصیه کرده است و مرا نسبت به مادرم نیکوکار قرار داده و جبار و شقی نداده است.» (سوره مریم /30 تا 30)
و سرانجام این نوزاد (حضرت مسیح) می گوید: «سلام و درود خدا بر من باد آن روز که متولد شدم و آن روز که می میرم و آن روز که زنده برانگیخته می شوم.»
این سه روز در زندگی انسان ، سه روز سرنوشت ساز و خطرناک است که سلامت در آنها جزء به لطف خدا میسر نمی شود و لذا هم در مورد یحیی این جمله آمده ، و هم در مورد حضرت مسیح ، با این تفاوت که در مورد اول خداوند این سخن را می گوید و در مورد دوم مسیح  این تقاضا را دارد.


اقتدای حضرت عیسی به حضرت قائم ()

روایات متعدد، از برگشت و حضور حضرت عیسی در جبهه حضرت حجت خبر داده‌اند. حضرت مسیح ، حامی و مروّج حضرت حجت است که به هدایت مردم به‌ویژه اهل‌کتاب می‌پردازد. هم‌چنین هنگام نماز جماعت به حضرت مهدی اقتدا می‌کند، چنان‌که پیامبر اعظم به این موضوع اشاره فرموده است:
فینزل روح‌الله عیسی بن مریم فیصلّی خلفه؛ [بحارالانوار، ج 51، ص 71]
پس [هنگام ظهور حضرت مهدی] عیسی بن مریم فرود می‌آید و پشت سر او [حضرت مهدی] نماز می‌خواند.


روایت نبوی دیگری، حضرت عیسی را حاکم عادل و شکننده صلیب‌ها در عصر ظهور معرفی می‌کند:
والذی نفسی بیده لیوشکنّ ان ینزل فیکم ابن مریم حکماً عدلاً یکسرالصلیب و یقتل الخنزیر و یضع الجزیه؛ [بحارالانوار، ج 52، ص 382؛ صحیح بخاری، ج 2، ص 256]
قسم به کسی که جانم در دست اوست، نزدیک است که در میان شما، پسر مریم (حضرت عیسی) فرود بیاید. او حاکمی عادل است که صلیب را می‌شکند و خوک را می‌کشد و جزیه را برمی‌دارد.
شکستن صلیب، قتل خنزیر (کنایه از حرمت خوردن گوشت آن) و رفع جزیه، از نشانه‌های نسخ شریعت مسیحیت و ضرورت اقبال به شریعت اسلام است.
در زمان ظهور آن حضرت، مسیح نزول خواهند کرد و در رکاب آن بزرگوار و پشت سر آن بزرگوار اقامه نماز خواهند نمود و این به مفهوم خاتمیت و خاتم‌الاوصیاء بودن آن بزرگوار است و در روایت آمده که آن بزرگوار به حضرت مسیح احترام نموده و مسیح گوید، کسی را نرسد که بر ائمه اهل البیت تقدم بجوید و حق تقدم با شماست. کتاب منتخب‌الاثر 25 حدیث در این رابطه نقل نموده است. و در بحارالانوار از جابر نقل شده که امام عصر به حضرت عیسی می‌گوید: بیایید بر ما امامت کنید.
و حضرت عیسی  می‌گوید: بعضی از شما بر بعضی دیگر امارت دارد و این عنایت خداوند نسبت به این امت است.


آنگاه می‌گوید این حدیث صحیح و نیکو است که بزرگان نقل نموده‌اند و دلالت دارد بر اینکه مهدی به جز عیسی است و این به معنی تسلیم مسیحیت و یهودیت در برابر اسلام و در برابر قرآن و آل البیت خواهد بود. چیزی که آن را در طول چهارده قرن گذشته کمتر پذیرفته‌اند. و همواره در برابر اسلام با جنگ‌های صلیبی و صهیونیستی و تهمت‌ها و نسبت‌های ناروا و جنگ روانی و تبلیغاتی و عملیات تخریبی تلاش کرده‌اند تا مانع گسترش و نفوذ آن در جهان بشوند و البته این ظلم بزرگی است که نسبت به بشریت و ارزش‌های الهی و ادیان الهی و حضرت مسیح و حضرت موسی کلیم  و پیروان راستین این دو دین و پیامبر بزرگ الهی روا داشته‌اند.


درباره حدیثی که به این مضمون نقل شده است: «لامهدیّ الّا عیسی بن مریم ؛ مهدی نیست مگر ـ همان ـ عیسی‌بن مریم» باید گفت:
1. این حدیث سند قابل اعتماد و قابل قبولی ندارد و نمی‌توان به آن استناد کرد و راوی آن متهم به سهل‌انگاری در نقل است. راوی علی‌بن محمدبن خالد جندی (موذن ‌الجند) است.
مرحوم مجلسی (ره) در این‌باره می‌گوید:
علمای اهل سنت اتفاق نظر دارند بر آنکه در صورتی که راوی خبر معروف به تساهل در روایت باشد خبر و حدیث او قابل قبول نخواهد بود. (مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج51، ص93؛)
2. حدیث واحد است و خبر واحد به فرض صحت در احکام حجیت دارد نه در مسائل اعتقادی و مباحث عقلی در مسائل اعتقادی علم و حجت شرعی لازم است.
3. احتمالاً حدیث یادشده توسط جریان‌های مسیحی و نفوذی ساخته و پرداخته و در احادیث دست برده شده باشد.
4. به فرض آنکه چنین حدیثی در روایات ما آمده باشد لکن در روایات فراوان دیگر آمده که آن حضرت ظهور خواهد نمود و پشت سر حضرت مهدی اقامه نماز خواهند کرد و این حدیث با احادیث دیگر قابل جمع است که آن حضرت ظاهر و پشت سر امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ اقامه نماز خواهند کرد و نافی ظهور ولی عصر نمی‌باشد. ممکن است تحریف در لفظ نیز رخ داده باشد و کلمه «مع» بعد از «الا» از قلم افتاده باشد؛ یعنی «لا مهدی الا مع عیسی بن مریم؛ مهدی نیست مگر همراه عیسی‌بن مریم.»
5. این حدیث به این معناست که تصور نشود حضرت مسیح خود مستقلاً ظاهر می‌شوند و یا حضرت مهدی بدون حضرت مسیح ظهور خواهند نمود.
پس از نگارش این موضوع دوستان موثق نقل نمودند که این حدیث شریف در کتاب تذکرهالاولیا با این سبک آمده است: «لا مهدی الّا عیسی بن مریم معه.» مهدی نیست مگر آنکه عیسی‌بن مریم با اوست.
که «معه» در آخر حدیث شریف به جای مع که ما احتمال داده بودیم ساقط شده آمده است و اگر این باشد «نعم الوفاق» و یا این نقل و روایت قرینه بر منظور از حدیث یاد شده است و معنای حدیث شریف به نوعی ملازمه بین حضرت مهدی ـ ارواحنا فداه ـ و حضرت مسیح است که هر یک علامت دیگری و نشانه و شرط ظهور و نزول و حضور دیگری است و مانند خورشید و نور با یکدیگر جز با ظهور و حضور دیگری به وقوع نمی‌پیوندد و تحقق نمی‌یابد. و این خود بهترین دلیل و شاهد بر ادعاهای بی‌اساس و ساختگی کسانی است که نسبت به هر یک از این دو موضوع مقدس و همراه یکدیگر ادعای انفرادی داشته باشند؛ ادعای مهدویت بدون نزول حضرت مسیح و یا ادعای نزول مسیح منهای حضرت مهدی  چه در اسلام و چه در مسیحیت!


آری ظهور و نزول هر یک از این دو، مکمل دیگری و شرط و متمم دیگری خواهد بود. و در حقیقت همانطور که از روایت استفاده می‌شود، امام مهدی قدوه و اسوه و اهل البیت مشمول کرامت خاص الخاص و اخص الخواص بوده و رسول اکرم ‌ صاحب لوای حمد است و رحمت للعالمین است و آدم و دیگر انبیا تحت لوای آن حضرت در فردای قیامت خواهند بود و چه بسا فلسفه این تقدم مهدی بر مسیح تسلیم در برابر خاتمیت و خاتم الاوصیا و صاحب سدره المنتهی بوده و این علامت آن باشد که دین و قرآن محمد و اهل بیت آن حضرت در افق اعلا هستند و چه بسا این خود از اسرار و رموز الهی و تاویل این قبیل احادیث باشد. و البته حضرت ولی‌عصر امامت به مفهوم ولی‌الله و ولی اولیا‌ءالله و ولایت مطلقه الهیه است و تقدم آن رتبی است و بالاتر از مقام نبوت مطلقه است.4
نه مهدی جز با نزول حضرت مسیح ظهور نخواهند فرمود و تکمیل سلسله و زنجیره پیامبران و رهبران الهی در آخرالزمان با ظهور مهدی اتفاق خواهد افتاد. و آنچه امروز مسیحیت آمریکایی تصور می‌کند که آرمگدن اتفاق خواهد افتاد و امام عصر و مهدی موعود در کار نخواهد بود و دروغی آشکار بیش نیست.
6. دروغگوها و کذاب‌ها فردا مدعی مهدویت و یا امامت و یا مدعی نیابت و یا ظهور باب و مانند آن نشوند. این رخداد جز با حضور و نزول حضرت مسیح عملی نخواهد شد.
7. خود این حدیث دلیل روشنی بر ظهور امام عصر و آینده روشن تاریخ بشریت و امید به آینده‌ای نویدبخش و ظهور منجی موعود و ظهور عیسی بن مریم  و وعده ادیان الهی برای نجات کاروان بشریت از چنگال اهریمنان و شیاطین خواهد بود و این از نشانه‌های آن بزرگوار است.


چرا در قرآن عیسی کلمه نامیده شد؟

در هیچ موردی از آیات قرآنی به طور خاص ، به کسی یا چیزی جز حضرت عیسی کلمه گفته نشده، گواینکه به طور عام، به همه مخلوقات الهی کلمات گفته شده است.
ویژگی این پیامبر سخت کوش که در نظر مستکبران، مستوجب مرگ سرخ وچوبه دار میشود ، چیست؟
قرآن مجید ، تنها درباره اوست که می فرماید:
اِنَـما المَسیحُ عیسَی ابنُ مَریَم رَسوُلُ الله وَ کـَلِمَته اَلقاها الی مَریَم ( النساء/171)
«جز این نیست که مسیح ، عیسی بن مریم ، فرستاده خدا و کلمه اوست که به مریم القاء کرده است».


در ضمن بشارتهایی که به حضرت مریم داده شد ، فرشتگان گفتند:
یا مَریَمُ اِنَ الله یُبَشِرُکَ بـِکـَلِمَهٍ مِنهُ اسمُهُ المَسیحُ عیسَی ابن مَریَم وَجیهاً فِی الدُنیا وَ الاخِرَهِ وَ مِنَ المُقرَّبین (آل عمران /45)
«ای مریم ، خداوند تو را به کلمه ای ازخویش که نامش مسیح ، عیسی بن مریم است و در دنیا و آخرت وجاهت دارد و از مقربان است ، بشارت می دهد.»


چرا تنها وی کلمه خدا نامیده شده است؟

نکته ای که در آیه فوق باید مورد عنایت قرار گیرد ، این است که عیسی کلمه ای است که نامش مسیح ، عیسی بن مریم است. پس مسیح یا عیسی - نام کلمه خاص الهی- آن انسانی است که از مریم ، بدون پدر متولد می شود. پس مسیح یا عیسی از مقوله لفظ است. ولی کلمه در آیه فوق ، از مقوله لفظ نیست ، بلکه از مقوله اعیان خارجی و جوهر است.
البته مانعی نیست که برای کلمه ای که از مقوله لفظ است نیز نامگذاری کنند مثلاً نام یک دسته از کلمات را اسم و نام دسته ای دیگر را حرف بگذارند. اما روشن است که در آیه فوق ، نام کلمه ای است که از مقوله اعیان خارجی و جواهر است.


بررسی اقوال

درباره اینکه چرا عیسی کلمه خدا است ، اقوال و نظراتی است. راغب اصفهانی اقوالی ذکر می کند که به شرح زیر است:
1. عیسی را از این جهت کلمه نامیده اند که با کلمه الهیکُن که در آیه شریفه: اِنَّ مَثَلَ عیسی عِندَ الله کـَمَثـَلِ آدم خَلَقَهُ مِن تُراب ثُمَّ قالَ لَهُ کـُن فـَیَِکوُن (آل عمران / 59) آمده ، آفریده شد.
2. همان طوری که مردم با کلام نورانی خداوند هدایت می شوند و راه را از بیراهه تشخیص می دهند ، با وجود مقدس عیسی نیز هدایت می شوند. بنابراین ، عیسی با کلام خدا در هدایت و روشنگری راه تکامل بشر مشترک است.
3. عیسی هنوز در گهواره بود که خداوند او را به نور وحی ، شرافت بخشید چنانکه خودش فرموده:
"انّی عَبدُالله ءاتانی الکتاب وَ جَعَلَنی نَبیا" (مریم/30)
«منم بنده خداوند که به من کتاب داده و مرا پیامبر گردانیده است.»
این ویژگی عیسی که در اوایل تولد ، شایستگی دریافت وحی الهی را پیدا می کند ، موجب شده که او را کلمه بنامند.
4. علت اینکه حضرت عیسی کلمه نامیده شده ، این است که او به مقام پیامبری رسید. همچنانکه پیامبر گرامی اسلام نیز به خاطر همین مقام ذکر نامیده شده است.
در آیه زیر می فرماید: "قَد اَنزَلَ اللهُ الَیکُم ذِکراً / رَسوُلاً یَتلوا عَلیکُم آیات اللهِ مُبَیّنات (الطلاق/10و11)
« خداوند به سوی شما ، ذکر( یعنی رسولی) را فرستاد که آیات روشنگر خدا را برشما تلاوت می کند»
در این آیه کریمه ، منظور از ذکر ، رسول است و منظور از رسول ، به قرینه یتلوا علیکم آیات الله ، پیامبر گرامی اسلام است.
ذکر و کلمه هر دو از یک مقوله اند. خداوند ، ذکر و کلمه را در مورد الفاظ به کار نبرده ، بلکه یکی را در مورد پیامبر اسلام و دیگری را درباره حضرت مسیح به کار برده است. معلوم می شود که رسالت آسمانی است که موجب شده که یکی از آنها ذکر و دیگری کلمه نامیده شود.

مرحوم علامه طباطبائی ، نیز در مورد کلمه بودن عیسی اقوالی نقل کرده و خود به نقد آنها پرداخته. این اقوال به شرح زیر است:
1. اینکه به عیسی کلمه گفته شده ، به خاطر این است که انبیاء پیشین یا پیامبران اسرائیلی ، او را به عنوان رهبر نجات بنی اسرائیل برای قوم مطرح کردند و چندان در سخنان خود درباره او سخن گفتند و به بعثت و قیامش مژده دادند که مردم گرفتار ظلم و اسیر بردگی و بدبختی همواره چشم به راه او بودند. بنابراین ، وقتی که عیسی ظهور می کند ، خداوند می گوید: این است کلمه ای که من توسط پیامبرانم به شما ابلاغ کرده ام.
نظیر مطلب فوق درباره حضرت موسی هم در قرآن آمده. چنانکه می فرماید: " وَ تَمَّت کَـلِمَهُ رَبّکَ الحُسنی عَلی بَنی اِسرائیلِ بـِما صَبَرُوا (الاعراف/137)

2. عیسی کلمه است ، به خاطر اینکه مقاصد تورات را تبیین می کند و تحریفهای یهودیان را برملا می سازد و اختلافات دینی مردم را رفع می کند. چنانکه قرآن از زبان عیسی می فرماید: وَلِاُبَیِّنَ لَکُم بَعضَ الذی تَختَلِفوُن فیه (الزخرف/63)
«برای اینکه برخی از چیزهایی را که در آنها اختلاف می کنید ، برای شما بیان کنم».

3. اگر چه همه مخلوقات به کلمه ایجادی "کن" آفریده شده اند و از این لحاظ ، اختلافی میان آنها نیست ، اما در میان مخلوقات عالم طبیعت و مخصوصاً در میان انسانها ، عیسی خصوصیتی دارد که هیچیک ندارند. حتی انبیاء و ائمه نیز آن خصوصیت را ندارند. آفرینش سایر موجودات عالم طبیعت (اعم از انسان و غیر انسان) از مجاری عمومی بروز می کند.
روییدن گیاه و پدید آمدن حیوان و آفرینش انسان ، هر کدام از مجرایی صورت می گیرد که مخصوصاً برای دانشمندان طبیعی و زیست شناسی شناخته شده و زمینه مطالعاتی گسترده و تحقیقاتی عمیق است. در این میان، خدواند متعال ، قدرت نمایی کرد و فصلی جدید و استثنایی در نظام خلقت گشود و انسانی آفرید که از آمیزش زن و مرد پدید نیامد ، بلکه اکثر اسباب عادی و تدریجی از صحنه آفرینش عیسی حذف شدند. از این جهت است که عیسی خود کلمه نامیده شده.