تولد مسیح «علیه السلام» در قرآن و انجیل
موضوع : وبلاگ / یادداشت
تاریخ انتشار : 4 دی 1399
مدت زمان مطالعه : 10 دقیقه و 40 ثانیه
تولد مسیح «علیه السلام» در قرآن و انجیل
هدف از نگارش این مقاله، مقایسه میان نحوه پرداختن قرآن و انجیل به تولد حضرت مسیح است. تا از این رهگذر وجوه تشابه و تفاوت دو کتاب مقدس آسمانی را در این باب دریابیم.
انجیل لوقا قبل از اشاره به تولد حضرت عیسی به موضوع تولد یحیی پرداخته است و این شاید به دلیل شباهتی باشد که میان تولد این دو پیامبر وجود دارد. قرآن و انجیل هر دو این تشابه را آورده اند.
ما در این مقاله به تشابهات و اختلافات این دو کتاب مقدس اشاره می کنیم:

1- در قرآن جریان فرزنددار شدن زکریا با وجود کبر سن او و نازا بودن همسرش - قبل از بشارت دادن مریم به تولد عیسی - چنین بیان می شود:
فنادته الملائکه و هو قائم یصلی فی المحراب ان الله یبشرک بیحیی مصدقابکلمه من الله و سیدا و حصورا و نبیا من الصالحین. (1) قال رب انی یکون لی غلام وقد بلغنی الکبر و امراتی عاقر قال کذلک الله یفعل ما یشاء.» (2)
پس ملائکه زکریا را هنگامی که در محراب عبادت به نماز ایستاده بود، ندا دادند: همانا خدا تو را به ولادت یحیی بشارت می دهد؛ در حالی که او نبوت عیسی را تصدیق می کند و پیشوای مردم و پارسا و پیامبری از شایستگان است.
زکریا گفت: پروردگارا! چگونه مرا پسری تواند شد در حالی که مرا سن پیری فرا رسیده و همسرم نیز نازاست. گفت:چنین است کار خدا، هر چه بخواهد می کند.
و زمانی که ملائکه بشارت مسیح را به مریم می دهند، او با تعجب می گوید:
«قالت رب انی یکون لی ولد و لم یمسسنی بشر قال کذلک الله یخلق مایشاء اذا قضی امرا فانما یقول له کن فیکون.» (3)
مریم گفت: پروردگارا! چگونه مرا فرزندی تواند بود با اینکه دست بشری به من نرسیده است؟! گفت: چنین است کارخدا، بی نیاز از هر گونه سببی است. هر چه بخواهد می آفریند و چون مشیتش به خلقت چیزی تعلق گیرد به محض گفتن «موجود باش» همان دم موجود شود.

در انجیل هم وقتی روح القدس بر مریم ظاهر می شود و مژده فرزنددار شدن را به او می دهد، او تعجب می کند و می پرسد: چگونه با وجود اینکه من باکره هستم، صاحب فرزند می شوم:
«جبرئیل به مریم ظاهر شد و گفت: سلام بر تو ای دختری که مورد لطف پروردگار قرار گرفته ای، خداوند با تواست. فرشته به او گفت: نترس، چون خدا می‌خواهد به تو برکت دهد. بزودی آبستن شده، صاحب پسری می شوی و اسمش را عیسی می گذاری. او خیلی بزرگ خواهد بود و فرزند خدا نامیده می شود. داوند تخت سلطنت جدش داود را به او وا می گذارد تا برای همیشه بر قوم اسرائیل سلطنت کند. دوره سلطنت او هرگز به سر نمی آید. مریم از فرشته پرسید: چطور ممکن است من بچه دار شوم؟! من هنوز شوهر نکرده ام.» (4)
البته مطابق با دیدگاه مسیحیان، مریم در آن زمان در عقد یوسف بود ولی هنوز به ازدواج در نیامده بود. (5)
«فرشته جواب داد روح القدس بر تو نازل می شود و قدرت خدا بر تو سایه افکن می گردد. از این جهت آن نوزاد کاملا مقدس است و فرزند نامیده می شود.
شش ماه پیش خویشاوند تو الیزابت در سن پیری آبستن شد. بله همان کسی که همه می گفتند بچه دار نمی شود. » (6)
از داستان باردار شدن همسر زکریا در انجیل و قرآن استفاده می شود که الیزابت همان همسر زکریاست.

2- قرآن علت نداشتن فرزند را برای زکریا، پیری او و نازایی همسرش ذکر می کند. همین دلایل دقیقا در انجیل «لوقا» هم آمده است:
«آنها فرزندی نداشتند، چون الیزابت بچه دار نمی شد و از این گذشته، هر دوی آنها خیلی پیر شده بودند.» (7)

3- قرآن بشارت فرزند به زکریا رانشانه اجابت دعای او می داند زیرا پیش از آن در آیه ای می خوانیم:
«هنالک دعا زکریا ربه قال رب هب لی من لدنک ذریه طیبه انک سمیع الدعاء» (8)
بشارت ملائکه برای تولد یحیی در کتاب مقدس نیز آمده است:
«اما فرشته به او گفت: زکریا، نترس!چون من آمده ام به تو بگویم که خدا دعای تو را شنیده است و همسرت الیزابت برای تو پسری می زاید و تو اسمش را یحیی می گذاری.» (9)

4- نام این فرزند را خدا انتخاب می کند «یحیی »، «... ان الله یبشرک بیحیی ...» (10) ، و در انجیل نیز آمده «تواسمش را یحیی می گذاری» البته انجیل گویی خبر از نامگذاری زکریا می دهد ولی می توان همان انتخاب نام را نیز از آن استنباط کرد.

5- یکی از موارد اختلاف قرآن و کتاب مقدس در این داستان، در زمینه سخن نگفتن حضرت زکریا پس از شنیدن بشارت فرزند است.
در قرآن آمده است که «زکریا» پس از شنیدن این بشارت از خدا درخواست آیتی کرد تا اطمینان یابد که این بشارت رحمانی بوده است نه القاءات شیطانی.البته در این باره میان مفسران اختلاف وجود دارد، بعضی معتقدند منظور از این «آیه» نشانه ای بود که بواسطه آن زکریازمان وضع حمل زوجه خود را بداند. (11) اما بعضی معتقدند که این نشانه ای بوده برای اطمینان او مبنی بر اینکه خطاب رحمانی است نه شیطانی.

علامه طباطبایی (ره) وجه دوم را می پذیرد و می گوید: علت این که عده ای از مفسران از پذیرش وجه دوم تحاشی می کنند این است که آن را منافی با عصمت پیامبران می دانند و معتقدند که پیامبران بواسطه عصمتی که دارند باید فرق میان این دو خطاب را بفهمند؛ سپس در پاسخ به آنان می گوید: علت این که انبیا تفاوت میان این دو خطاب را می فهمند آن است که خدا این شناخت را بدیشان داده است؛ پس اشکالی پیش نمی آید که اولا بگوییم زکریا درخواست همین شناخت را کرده است، و ثانیا، نداشتن توانایی سخن گفتن تا سه روز نیز موید همین وجه بوده است زیرا شیطان در ناحیه نفوس پیامبران نمی تواند تصرف کند و همین آیه یعنی تکلم نکردن تا سه روز، به زکریا می فهماند که این تصرف چون در ناحیه نفوس است و انبیا دارای عصمت اند و بدور از تصرف شیطان، پس بشارت، بشارت رحمانی است. (12)
متن آیه چنین است: «قال رب اجعل لی آیه قال ءاتیک الا تکلم الناس ثلاثه ایام الا رمزا و اذکر ربک کثیرا و سبح بالعشی و الابکار» (13)
«زکریا گفت: پروردگارا! مرا نشانه ای مرحمت کن! گفت: نشانه تو آن است که تاسه روز با کسی سخن گفتن نتوانی و جز با رمز چیزی نگویی. پیوسته به یاد خدا باش و او را در صبح و شام تسبیح گوی!»
در مورد این مطلب که آیا این نشانه عدم توانایی زکریا بر سخن گفتن بود یادستور به اجتناب از سخن گفتن، میان مفسران اختلاف نظر است؛ بعضی معتقدند این «لا تکلم» نهی تشریعی است و بعضی دیگر از جمله علامه طباطبایی (ره) این نظر را نمی پذیرند. (14)
صاحب «المنار» هر دو وجه را ذکر می کند اما برای وجه اول مویدی می آورد و آن سخن خداوند «و اذکر ربک کثیرا وسبح بالعشی و الابکار» است، اما قول دوم را قول مشهور می داند. (15)
انجیل، سخن نگفتن زکریا را عدم توانایی او بر سخن گفتن می داند؛ اما به عنوان عقاب نه یک آیت. در انجیل لوقا آمده است:
«آن وقت فرشته گفت: من جبرئیل هستم که در حضور خدا می ایستم. و اوست که مرا فرستاده تا این خبر خوش را به تو بدهم و حالا چون حرف مرا باور نکردی لال می شوی تا نتوانی حرف بزنی و این تا وقتی است که بچه به دنیا بیاید؛ چون آنچه گفتم در وقت مناسب واقع می شود.» (16)
صاحب «المنار» می گوید: «بعضی از مفسران اقوال باطلی در این مورد دارند؛ یکی از آنها این است که این سخن نگفتن، عقوبت خداست؛ زیرا بعد از آنکه ملائکه بشارت فرزند را به زکریا دادند، او برای این بشارت، نشانه طلب کرد.» (17)

یکی از وجوه شباهت ولادت «یحیی» با «عیسی» همان «آیت سخن نگفتن با مردم» است، در مورد «یحیی» سخن نگفتن زکریا و در مورد «عیسی» سخن نگفتن مریم. این وجه تشابه مریم با پیامبری چون زکریاست.
عیسی به مادرش می گوید: «فکلی و اشربی و قری عینا فاما ترین من البشر احدا فقولی انی نذرت للرحمن صوما فلن اکلم الیوم انسیا.» (18)
«بخور و بنوش و چشم روشن دار! اگر از آدمیان کسی را دیدی بگو: من برای خدا روزه (کلام) نذر کرده ام و امروز با بشری سخن نگویم.»
مفسران در تفسیر این آیه دو قول دارند: عده ای بر این باورند که این، سخن عیسی خطاب به حضرت مریم است و عده ای هم معتقدند سخن روح القدس به مریم است؛ البته دومی با سیاق آیه و جمله «و قری عینا» مناسب تراست.
جریان باردار شدن مریم به تفصیلی که در قرآن آمده در اناجیل نیامده است.
و پدر مریم قبل از ولادت او از دنیا رفت. مادرش مریم را آورد تا به کاهنان مسجد که «زکریا» هم جزء آنان بود بسپارد. کاهنان راجع به کفالت «مریم» با یکدیگر نزاع و گفتگو کردند تا سرانجام بنا را بر قرعه نهادند و قرعه به نام زکریا افتاد. زکریا کفالت مریم را بر عهده گرفت و او هم به خدمت مسجد مشغول شد تا هنگامی که مریم به سن بلوغ رسید. آن زمان «زکریا» برای مریم حجابی برپا کرد تا «مریم» در میان آن مشغول عبادت خداوند شود. (19)
«و اذکر فی الکتاب مریم اذ انتبذت من اهلها مکانا شرقیا فاتخذت من دونهم حجابا فارسلنا الیها روحنا فتمثل لها بشراسویا» (20)
«در این کتاب مریم را یاد کن! آن دم که در مکانی در طرف شرقی مسجد از کسان خود کناره گرفت. در مقابل آنان پرده ای آویخت؛ پس ما روح خود را نزد او فرستادیم که به صورت انسانی تمام عیار بر او مجسم گشت.»

جز «زکریا» کس دیگری داخل محراب نمی شد و هر گاه او وارد محراب می شد رزقی در محراب می دید، از مریم می پرسید: این روزی از کجاست؟ و او پاسخ می داد: از نزد خدایی است که بدون حساب به هر که خواهد، روزی بخشد.
«... کلما دخل علیها زکریا المحراب وجد عندها رزقا قال یا مریم انی لک هذا قالت هو من عندالله ان الله یرزق من یشاء بغیر حساب » (21)
آنگاه خداوند «روح» را به سوی مریم در حالی که در حجاب بود فرستاد. «روح» بصورت بشر کاملی برای «مریم» مجسم شد و به او گفت: من فرستاده پروردگار تو هستم و به او بشارت داد که بزودی از فرزندش معجزات باهره ای مشاهده خواهد کرد. مریم در مکانی دور خلوت گزید و چون او را درد زاییدن فرا گرفت زیر شاخ درخت خرمایی رفت و از شدت حزن و اندوه با خود می گفت: کاش پیش از این مرده بودم و نامم از صفحه دلها فراموش شده بود:
«فحملته فانتبذت به مکاناقصیا فاجاءها المخاض الی جذع النخله قالت یا لیتنی مت قبل هذا و کنت نسیامنسیا» (22)
در اناجیل برنابا، فعل سوم، قسمت دهم آمده است که حضرت مریم، حضرت مسیح را بدون درد به دنیا آورد و این بصراحت مخالف قرآن است که می گوید: «فاجاءها المخافی الی جذع النخله»
پس مریم فرزند خود را گرفته به سوی قومش روان شد و چون قومش وی را با آن حال دیدند، مشغول طعن و سرزنش او شدند و گفتند: ای مریم عجب کار منکر و شگفت آوری کردی، ای خواهر هارون ترا نه پدری ناصالح و نه مادری بدکاره بود. مریم در پاسخ آنان به طفل خود اشاره کرد.
«فاتت به قومها تحمله قالوا یا مریم لقد جئت شیئا فریا. یا اخت هرون ما کان ابوک امرا سوء و ما کانت امک بغیا. فاشارت الیه قالوا کیف نکلم من کان فی المهد صبیا» (23)
در انجیل ماجرا به این شکل آمده است که مریم در عقد شخصی به نام یوسف است و قبل از ازدواج با او حامله می شود. اما در قرآن نامی و اشاره ای به همسر مریم نشده است. انجیل می گوید:
«مریم که در عقد یوسف بود قبل از ازدواج به وسیله روح پاک خدا آبستن شد. یوسف که سخت پای بند اصول اخلاقی بود، تصمیم گرفت نامزدی اش را به هم بزند، ولی می خواست بی سر و صدا این کار را بکند تا آبروی مریم نرود. در همین افکار بود که در خواب فرشته ای را دید که به او می گفت: یوسف پسر داود! از ازدواج با مریم نگران مباش! آن بچه ای که در بطن اوست از روح پاک خداست. مریم پسری می زاید و تو اسم او را عیسی می گذاری، چون او قوم خود را از گناهانشان آزاد می کند.» (24)
البته قرآن این نکته را رد هم نکرده و به عبارت دیگر اصلا به آن نپرداخته است؛ شاید به این دلیل که مساله مهم، باکره بودن مریم است که هر دو کتاب بر آن صحه نهاده اند.
می بینیم که قرآن و انجیل نه تنها در مسائل عقیدتی، بلکه حتی در مسائل تاریخی تشابهات زیادی دارند. این تشابهات زمینه همنشینی میان ادیان را فراهم می کند و پیروان این دو دین را به سوی سرچشمه واحد ادیان رهنمون می سازد.



پی‌نوشت:
1) آل عمران، آیه 39 - 40
2) همان، آیه 36
3) همان، آیه 43
4) انجیل لوقا، باب 1، آیه 28، 30، 34
5) ر.ک : انجیل متا، باب 1، آیه 18
6) انجیل لوقا، باب 1، آیه 28، 30، 34
7) انجیل لوقا، باب 1، آیه 7
8) در آن هنگام که زکریا کرامت مریم رامشاهده کرد گفت: پروردگارا مرا به لطف خویش فرزندی پاک سرشت عطا فرما همانا تویی مستجاب کننده دعا.(سوره آل عمران، آیه 38)
9) انجیل لوقا، باب 1، آیه 13
10) آل عمران، آیه 39
11) محمد رشید - رضا: تفسیرالمنار، ج 3،ص 229
12) الطباطبائی - محمد حسین: تفسیر المیزان،ج 3، صص 179-180
13) آل عمران، آیه 41
14) الطباطبائی - محمد حسین: همان منبع، ج 3،ص 180
15) محمد رشید - رضا: همان منبع، ص 299
16) انجیل لوقا، باب 1، آیه 19-20
17) محمد رشید - رضا: همان منبع
18) سوره مریم، آیه 26
19) الطباطبائی - محمدحسین: همان منبع،ج 14، ص 35
20) سوره مریم، آیه 16
21) سوره آل عمران، آیه 37
22) سوره مریم آیه 22
23) همان، آیه 29-31
24) انجیل متی، باب 1، آیه 18-21 خواجه طوسی و تمایز قیاس اقترانی و استثنایی