نابودی جاهلیت و سفاهت بشر دستاورد حکومت جهانی امام زمان (عج)
موضوع : وبلاگ / مجله‌ی روشنگری
تاریخ انتشار : 5 آذر 1399
مدت زمان مطالعه : 20 دقیقه و 12 ثانیه
نابودی جاهلیت و سفاهت بشر دستاورد حکومت جهانی امام زمان (عج)
کمتر کسی را می توان یافت که در مورد جاهلیت اعراب قبل از اسلام حرفی نشنیده باشد. مردم آن زمان، آداب و رسومی داشته اند که در قرآن به یکی از آنها که "تبرج" اشاره شده است. تبرج به این معناست که زنان عصر جاهلیت، حجاب درستی نداشتند و دنباله روسری های خود را به پشت سر می انداختند به طوری که گلو و قسمتی از سینه و گردنبند و گوشواره های آنان نمایان بود. قرآن در این آیه به زنها دستور می دهد که مانند زن های عصر جاهلیت رفتار نکنند.
با استفاده از تعبیر "جاهلیه الاولی" در قرآن برخی مفسران، این نکته را بیان کرده اند که این آیه یکی از پیشگویی های اعجاب آمیز قرآن است. چرا که خبر از جاهلیت دیگری می دهد که در آینده رخ خواهد داد. پیامبر در بیانی نورانی می فرمایند: "بعثت بین جاهلیتین الاخراهما شر من اولاهما" من بین دو جاهلیّت که دومین آن سخت‌تر از اوّلی است، برانگیخته شده‌ام.

امروزه ما شاهد جاهلیت نوع دوم هستیم که به جاهلیت "نوین و یا مدرن" معروف است. به راستی جاهلیت مدرن چه نوع جاهلیتی است؟ چه شاخصه هایی دارد؟ آداب و رسومش چه چیزهایی هستند؟ چه تفاوتی با جاهلیت اعراب قبل از اسلام دارد؟ چرا به جاهلیت نوین و یا مدرن معروف است؟ و سوالات دیگری که ذهن هر خواننده ای  را به خود مشغول می کند.
 

جاهلیت نخستین

قرآن در سوره  احزاب، خطاب به زنان پیامبر ، جاهلیت نخستین را این گونه بیان می فرماید: "وَ قَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَ لاَ تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّهِ الْاُولَی (۱۵)؛ در خانه هایتان بمانید و مانند جاهلیت اول تبرّج ( آشکار کردن بدن و زینت ) نداشته باشید."

اما اینکه منظور از جاهلیت اول چیست؟ ظاهراً همان جاهلیتی است که مقارن عصر پیامبر بوده و به طوری که در تواریخ آمده، در آن زمان زنان، حجاب درستی نداشتند و دنباله ی روسری های خود را به پشت سر می انداختند؛ به طوری که گلو و قسمتی از سینه و گردنبند و گوشواره های آنان نمایان بود. به هر حال این تعبیر نشان می دهد که جاهلیت دیگری همچون جاهلیت عرب در پیش است که ما امروز در عصر خود، آثار این پیش گویی « قرآن » را در دنیای متمدن مادی می بینیم. (۱۶)

 

جاهلیت قبل از اسلام

پیرامون جاهلیت عرب قبل از اسلام (جاهلیت اول) در کتب تاریخ، مسائل زیادی مطرح شده است که برای روشن تر شدن مفهوم جاهلیت، به بعضی از آنها اشاره می نماییم.

۱. از نظر امام علی لجاجت در برابر حق، حمیّت و تعصب بیجا و شیطانی، خودپسندی و غرور، عدم اندیشه و تفقّه در دین،‌ به کار نبردن گوهر خرد در خداشناسی، میراث دار فرهنگ منحطّ گذشته بودن و از پیشوایان ستمگر پیروی نمودن، از نمودهای جاهلیت است.

.

۲. حضرت در نهج البلاغه در مورد هنگامه ی بعثت می فرماید:

" او را در زمانی فرستاد که مردم در حیرت و گمراهی سرگردان بودند و در فتنه و جهل و فساد غوطه ور. هوا و هوس های سرکش، آنها را از جاده ی حق دور ساخته بود. جهل و نادانی، آنها را سبک مغز بار آورده و در کارهای خود مضطرب و حیران ساخته و به آن ( جهل و نادانی ) مبتلا گشته بودند." (۱۸)


۳. از حضرت در توصیف بنی امیه، که ادامه دهنده ی جاهلیت اول بودند، نقل شده:

" فتنه، آشوب، فساد و تباهگری های بنی امیه با چهره های بس زشت و رُعب انگیز و گروه به گروه که متّصف به جاهلیتند، بر شما وارد می شود. نه دلیل هدایتی در آنها وجود دارد و نه نشانی که برای هدایت دیده شود. " (۱۹)

و در خطبه ی دیگر در توصیف آنها می فرماید: " زیرا آنان پیشتازان تکبر، پایه های تعصب و تکیه گاه های ارکان فتنه و شمشیرها، فخرکنندگان جاهلی با افتخار به نسب و نژاد هستند » (۲۰.)


۴. از موارد قابل توجه در جاهلیّت عرب، نوع روابط خانوادگی و انواع ازدواج های رایج در میان آنها بوده. به عنوان نمونه می توان موارد زیر را نام برد:

الف) نکاح مَقْت:

پس از فوت پدر، پسر بزرگ پارچه به روی همسر پدرش، به شرطی که مادرش نباشد، می انداخت و با او ازدواج می کرد یا او را به دیگری می داد و مهریه می گرفت؛

ب) نکاح جمع:

کنیزکان خود را وادار به زنا با دیگران می کردند و پول می گرفتند؛

ج) نکاح بدل:

معاوضه ی همسر با کسی که از همسر او خوشش می آمد ( تعویضی )؛

د) نکاح ضماد:

ازدواج چند مرد با یک زن. در این ازدواج، فرزند مال کسی بود که به وی شبیه باشد ( که به نام نکاح زهط هم نامیده شده است )؛

هـ) نکاح استبضاعی:

شخصی همسر خود را در اختیار مردی که از شجاعت یا صفت پسندیده ی دیگری برخوردار بود، قرار می داد تا از او صاحب فرزند شجاع شود؛

و) نکاح دسته جمعی:

ازدواج گروهی از مردان با گروهی از زنان به طور آزاد. (۲۱)


۵٫ از معروف ترین رسوم زشت اعراب جاهلی، زنده به گور کردن دختران در بعضی از قبایل بود، که « قرآن » به آن اشاره می فرماید:

« وَ اِذَا بُشِّرَ اَحَدُهُمْ بِالْاُنْثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدّاً وَ هُوَ کَظِیمٌ‌- یَتَوَارَى مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ اَ یُمْسِکُهُ عَلَى هُونٍ اَمْ یَدُسُّهُ فِی التُّرَابِ اَلاَ سَاءَ مَا یَحْکُمُونَ ‌(۲۲)؛

هرگاه به یکی از آنها بشارت دهند، دختری نصیب تو شده، صورتش از فرط ناراحتی سیاه می شود و مملو از خشم می گردد. از قوم و قبیله ی خود به خاطر بشارت بدی که به او داده شده، متواری می گردد و نمی داند آیا او را با قبول ننگ نگه دارد یا در خاک پنهانش کند. چه بد حکمی می کنند."

بدین ترتیب می توان بر مصادیق جاهلیت؛ تبرج و برهنگی، تکبر و خودخواهی، نابود کردن ارزش زن و انسان، وحشت و اضطراب و جنگ و خونریزی را افزود.

 

جاهلیت نوین در عصر ما

در بحث از جاهلیت اول گفته شد که جاهلیت دوم، جاهلیتی است که دنیای امروز با همه ی پیشرفت های علمی و تمدن عظیم بی سابقه ی بشری و ادّعای تشکیل حکومت جهانی، گرفتار آنست. این گفته چگونه قابل پذیرش است؛ در حالی که ادّعای عقلانیت بشر، گوش فلک را کر کرده است.

به منظور تبیین جاهلیت نوین؛ چند محور اساسی زندگی امروز بشر را مورد بررسی قرار می دهیم:

الف) انحراف در مبانی فکری

مهم ترین مبنای فکری بشر بعد از رنسانس، اومانیسم است. اومانیسم به مفهوم محوریت انسان در همه ی ارزش های انسانی است. (انسان محوری در مقابل خدامحوری.)

خواست انسان غربی بریدن تمام از آسمان و پیوستن آن به زمین است. در دوران رنسانس تنها یک واژه بود که مورد احترام قرار گرفت و از پیش، سراسر برنامه ی تمدن جدید را در خود خلاصه کرد. این واژه، اومانیسم بود. منظور از این واژه این است که همه چیز را محدود به موازین بشری محض سازند و هر اصل و طریقتی را که خصلت معنوی و برین دارد، به صورت انتزاعی و مجرد درآورند و به بهانه ی تسلط بر زمین، از آسمان روی برتابند. اومانیسم نخستین صورت امری است که به شکل نفی روح دینی معاصر درآمده است، یعنی لائیسم.

و چون می خواستند همه چیز را به میزان بشری محدود سازند، سرانجام مرحله به مرحله به پست ترین درجات وجود بشری سقوط کردند.(۲۳)


ب) نژادپرستی

در جاهلیت عرب، از حمیّت جاهلی، تعصبات قبیلگی و نژادپرستی سخن به میان آمد. انتظار می رفت که انسان امروز با همه ی ادعای خدایی اش در قدرت و علم، از این فضا بگذرد. اما وقایع چند قرن اخیر نشان داد که هنوز بشر گرفتار همان تعصبات جاهلی است.


ج) فساد اخلاقی

در این که فساد اخلاق و فحشا در دنیای امروز، در بیشتر ارکان زندگی بشر رخنه کرده، تردید نیست. به تعبیر قرآن؛

" ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ اَیْدِی النَّاسِ (۲۴)؛

به سبب آنچه دست های مردم فراهم آورده، فساد در خشکی و دریا نمودار شده است."

در جامعه ی جاهلی عرب و در جوامع گذشته ی بشر، فساد اخلاق و فحشا رایج بود، اما نه به عنوان یک فضیلت و ارزش؛ اما در دنیای امروز اینها معیار ارزش تلقی می شوند؛ مثلاً در « هندوستان » فرقه ای وجود دارد با عنوان لینگامیزم. درباره ی این فرقه در کتاب« تاریخ جان ناس » آمده:

اینها بخش تناسلی مرد را به عنوان معبود می پرستند. آنها در این باره فیلمی ساخته و آزادی در قلمرو جنسی را فطری قلمداد نموده اند. از جمله موارد فیلم، بحث لینگامیزم است. (۲۵)


د) استبداد و ستم

ظاهراً در دنیای متمدن امروز، بعد از جنگ آزادی بردگان در« آمریکا »، برده داری از بین رفت، اما حقیقت در تاریخ چند صد ساله ی اخیر چیز دیگری است. برده داری و ظلم و ستم، چهره ی دیگری پیدا کرده که بسیار زشت تر از برده داری قبل از اسلام و قرون وسطا است.

به عنوان مثال به چند مورد از نمونه های انحطاط فکری و فرهنگی در جوامع اسلامی اشاره می شود:

الف) وهابیّت:

یکی از چهره های جاهلی و زشت که به نام اسلام در قرن های اخیر در « عربستان » و بعضی از کشورهای اسلامی بروز پیدا کرد و متاسفانه برای از بین بردن چهره ی زیبای اسلام اهل بیت از سوی بعضی از کشورهای استعماری حمایت شد؛ وهابیّت بود.


ب) صوفیگری:

تصوّف، روشی خاص در زندگی است، که اطمینان و راحتی و تسکین درونی و سعادت ایده آل شخص صوفی را از غیر راه کار و کوشش و نظامات و فعالیت های عادی زندگی، به وسیله ی تحمل مشقات و زهد و ترک لذایذ و بالاخره با پیروی از اصل فرار از زندگی مادّی تامین می نماید.

"هند"، زادگاه اولیه ی تصوف بوده و افکار صوفیانه از آنجا به محیط ها و مذاهب دیگر سرایت و نفوذ کرده است.

این تفکرات انحرافی (وهابیّت، صوفیه و فرقه های انحرافی دیگر) از یک سو و جوّ روشنفکری حاکم بر جوامع اسلامی با وابستگی کامل به تفکرات منحط غربی از سوی دیگر؛ جوامع اسلامی را هم در جاهلیت دیگری قرار داده است.

با این حال، آیا بشر امروز گرفتار جاهلیت نیست؟ عصری که:

۱. به جای تربیت الهی بشر، به لجن دنیاپرستی و هواپرستی کشیده شده است؛

۲. چشمه سارهای عواطف و احساسات شریف انسانی خشک شده؛

۳. باطل را در برابر حق نهاده اند و از پیروزی آن ( باطل ) به خود می بالند؛

۴. بشریت دوران انفجار علم را طی می کند و هنوز نمی داند انسان کیست؛

۵. بشر نمی داند که از شخصیت های بزرگ و انسان های کامل و رهبران الهی چگونه استفاده کند؟ گاهی از آنها بت می سازد و گاهی به شدت آنها را تخطئه می کند؛

۶. هنوز بشر تکامل یافته، زیستن بدون اسلحه را یاد نگرفته و برای اثبات اینکه زنده است؛ مجبور به استفاده از توپ، تانک، ناوهای جنگی و کلاهک های اتمی است؛

۷. پیوستن انسان ها به انسان دیگر، بر مبنای منفعت طلبی شخصی است، حتی اخلاق او هم اخلاق منفعت طلبانه است؛

۸. مفهوم لذت جز در لذت های مادی معنا ندارد؛

۹. منطق حاکم عبارت است از: من هدف و دیگران وسیله اند که این نظریه بازگوکننده ی هویت خودپرستی است؛

۱۰. خدا و مشیّت الهی نفی می شود تا انسان محور ارزش ها شود؛

۱۱. علم، تکنولوژی و هنر در خدمت شهوات و قدرت طلبی انسان قرار گرفته است؛

۱۲. نیهیلیسم، پوچ گرایی و بی هویتی انسان، فلسفه ی امروز بشر است؛

۱۳. تمام استعدادهای مادی و معنوی بشری در راه تخریب وجود انسان به کار رفته است؛

۱۴. پیمان شکنی، چه پیمان الهی و چه پیمان اجتماعی، رسم عادی بشر امروز شده است؛

۱۵. انسان متعالی و امانت دار الهی، به مرتبه ی ابزار تولید، تنزل یافته است؛

۱۶. از وجود لطیف ترین موجود هستی؛ یعنی زن، جز در راه ارضای تمایلات جنسی استفاده نمی شود.

 

مهدویت در تقابل با جاهلیت

یکی از جلوه های زیبای ظهور و ایجاد حکومت جهانی امام مهدی ، نابودی و محو جاهلیت و تاریکی های وحشت زای نادانی و سفاهت بشر است. جاهلیت و بی خردی ای که در طول قرون و اعصار، گاهی به نام علم و عقلانیت، مقام والای انسانی را از اوج ملکوت، به حضیض پست ترین مراتب حیوانی کشانده است.

بر اساس بشارت های قرآن کریم و معصومان ، آن حجت حق جلوه گری می کند تا زشت ترین جلوه های نادانی و سفاهت قرون و اعصار را در هم شکند و با جلوه ی نورانی خویش، دنیایی پر از علم و عقل، حکمت، صفا و صمیمیت به وجود آورد.


درباره ی جاهلیت ستیزی حضرت مهدی احادیث و روایات فراوانی مطرح شده که به نقل دو روایت اکتفا می کنیم.

۱. از امام باقر پرسیدند: هرگاه قائم قیام کند با چه روشی با مردم رفتار می کند؟ حضرت فرمودند: « به سیره و روشی که رسول خدا عمل می کرد، تا اسلام را پیروز گرداند، راوی پرسید: سیره ی رسول الله چگونه بود؟ حضرت می فرماید:

"آنچه را که در جاهلیت بود، باطل کرد و با مردم به شیوه ی عدل مواجه شد. همچنین امام عصر زمانی که قیام کند؛ آنچه را که در عصر جاهلیت و آرامش و تن آسایی در اختیار مردم بود، باطل می کند و با مردم به عدل رفتار می کند."

۲. از امام صادق در مورد سیره ی امام مهدی سوال کردند؟ حضرت فرمودند:

" آنچه را که رسول الله انجام داد، انجام می دهد و آنچه را که رسول الله  از آثار و شیوه های جاهلی نابود کرد، نابود می کند و اسلام را تجدید حیات می بخشد."

یک سوال اساسی و مهم: با توجه به حاکمیت سلطه و قدرت های استکباری بر جهان امروز و با توجه به سیطره ی عظیم امپریالیسم خبری بر شرق و غرب عالم و با عنایت به گسترش فساد و ظلم در گیتی؛ آیا امیدی به نجات انسان از جاهلیت قرون و اعصار هست؟ آیا صبح صادقی برای انسان سرگردان در ظلمت وجود دارد؟ آیا پنجره ای به سوی نور و بهار و سرسبزی دنیای آفت زده، باز می شود؟

اما چگونه؟


در ابتدای سخن گفتیم؛ امام مهدی شیوه های جاهلی بشر را از میان می برد، آن چنان که پیامبراکرم جاهلیت زمان خویش را نابود فرمود. توجه به چند فراز، این مطلب را روشن تر می کند.

۱. از نشانه های اصلی و مهمّ عصر جاهلیت؛ نشناختن و نداشتن رهبر و امام شایسته و معصوم است. در حالی که اولین شاخصه ی حکومت مهدوی؛ امامت و رهبری امام معصوم، حضرت مهدی است.

رهبری حکومت واحد جهانی را خدای متعال بر عهده ی بنده ی صالح خود، حضرت حجت بن الحسن قرار داده و او یگانه انسان روی زمین است که امروز خدای متعال، معصوم بودن او را امضا فرموده است. اوست که از هرگونه لغزش و آلودگی، اشتباه کاری و خطا برکنار است.


امام رضا در فرازهایی از دعایی که به یونس بن عبدالرحمن تعلیم دادند، می فرمایند:

" خدایا همانا او مهدی بنده ی توست که او را برای خودت خالص فرموده ای و بر غیبت و پنهانی خویش برگزیده ای و او را از هر گناه دور داشته ای و از هر عیب و نقصی در امان قرار داده ای و از هر پلیدی پاکش فرموده ای و از هر آلودگی سالم داشته ای. » (۲۸)

امام مهدی با چنین مشخصه ی ممتازی (عصمت) دست همه ی قدرتمندان و زورمندان فاسد که دنیا را به جهل و فساد و تباهی کشانده اند، کوتاه می کند؛

۲. او می آید تا دانش و بینش انسان به جاهلیت کشیده شده را به اوج برساند. او از نظر دانش و بینش همتای جدش علی بن ابی طالب است و دانش های علوی در سینه ی او موج می زند. او گنجینه ی دانش الهی در زمین است و تمام علوم پیامبران گذشته به حضرتش به ارث رسیده است. او به همه ی زوایای این جهان گسترده، آگاهی دارد. راه های آسمان را به گونه ای می شناسد که دانشمندان امروزی، حتی به اسرار زمینی آن، آگاهی ندارند.

امام باقر می فرماید: "آنگاه که قائم ما قیام کند، خداوند دستش را بر سر بندگان خواهد گذاشت. عقل های آنها را جمع و تفکرشان را کامل خواهد کرد. " (۲۹)


و از امام سجاد نقل شده که فرمودند:

"علم بیست و هفت حرف است. آنچه پیامبران آوردند و برای مردم آشکار ساختند؛ تنها دو حرف بوده است و مردم تا به امروز، جز آن دو حرف را نشناخته اند. هنگامی که قائم ما قیام کند، بیست و پنج حرف دیگر را آشکار می کند و در بین مردم بسط می دهد و بر آن دو حرف گذشته می افزاید و بیست و هفت حرف را می پراکند. » (۳۰)؛


۳. برای از بین بردن همه ی آثار جاهلیت قرون و اعصار، یاران مهدی با او این چنین بیعت می کنند:

" هرگز دزدی نکنند؛ زنا نکنند؛ مسلمانی را دشنام ندهند؛ خون کسی را به ناحق نریزند؛ به آبروی کسی لطمه نزنند؛ به خانه ی کسی هجوم نبرند؛ کسی را به ناحق نزنند؛ طلا، نقره، گندم و جو ذخیره نکنند؛ مال یتیم را نخورند؛ مشروب نخورند؛ حریر و خز نپوشند؛ در برابر سیم و زر سر فرود نیاورند؛ راه را بر کسی نبندند؛ راه را ناامن نکنند؛ گرد هم جنس بازی نگردند؛ به کم قناعت کنند؛ طرفدار پاکی باشند؛ از پلیدی گریزان باشند؛ به نیکی فرمان دهند و از زشتی ها باز دارند..."


امام مهدی نیز در حقّ خود تعهد می کند که:

" از راه آنها برود؛ جامه ای مثل جامه ی آنها بپوشد؛ مرکبی همانند مرکب آنها سوار شود؛ آن چنان که آنها می خواهند باشد؛ به کم راضی و قانع شود؛ زمین را به یاری خدا پر از عدالت کند، چنان که پر از ستم شده است؛ خدا را آن چنان که شایسته است، بپرستد؛ برای خود دربان و نگهبان اختیار نکند و… " (۳۱)؛


۴. در طول تاریخ، عاملان اصلی انحرافات فکری و تحریف حقایق و دیگرگون کردن متون مذهبی سه گروه بوده اند:

گروه اول، روحانیون دنیادار و وابسته به حکومت های فاسد؛

گروه دوم، سرمایه داران و اشراف و به تعبیر قرآن مترفین؛

گروه سوم، حکومت های غیراسلامی و به ظاهر اسلامی.

از دشوارترین مبارزات امام مهدی مبارزه با این گروه ها است. چون این مبارزه، مبارزه با همه ی ابعاد فکری ریشه دار در یک جامعه است، آن هم با چهره ی حق به خود گرفته.

امام علی درباره ی شیوه رفتار امام زمان در این خصوص می فرماید:

"چون مهدی آید، هواپرستی را به خداپرستی بازگرداند، آنگاه که همه خداپرستی را به هواپرستی بازگردانده باشند. رای ها و نظرها و افکار را به قرآن بازگرداند، آنگاه که قرآن را به رای ها و نظرها و افکار خود بازگردانده باشند. " (۳۲)


و پیامبراکرم می فرمایند: "مردم را بر اساس دین و شریعت من برپا می دارد و آن ها را به کتاب پروردگار بزرگ دعوت می کند. " (۳۳)

در آن نهضت عظیم جهانی، باز هم رسالت عظیم اسلام است که ملت ها را از گرداب جهالت و سرگردانی نجات دهد و امام مهدی ، مجدّد اسلام راستین ضدّ جهل و نادانی خواهد بود؛


۵. امروز در جوامع انسانی، امنیت فردی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی به شدت مورد هجوم واقع شده و سیر جنایات هر روز، رو به افزایش است. دوران قیام حضرت مهدی عصر بازگشت حق به صاحبان حقوق است، عصر نجات مظلوم از ظلم است، عصر رهایی بشر از دام تباهی است و عصر آزادی انسان از بند هرگونه پلیدی است.

حضرت امام حسن عسکری در سفارش های خویش به فرزندش حضرت مهدی می فرماید:

"خداوند با دست تو کمر ستمگران را می شکند. شعائر دین را باز می گرداند. آفاق جهان را روشن می سازد و آرامش و صلح را از کران تا کران برقرار می کند… کودکی که در گهواره آرمیده، آرزو می کند که بتواند به سوی تو بشتابد. وحشیان صحرا آرزو می کنند که بتوانند به سویت راهی یابند. اقطار و اکناف جهان، سبز و خرم می شود. چهره دنیا خندان و قله های شرف و عظمت از تو شاداب و خرامان می گردد. شالوده ی حق استوار می شود و فراری های احکام دین به آشیانه های خود باز می گردد. ابرهای پیروزی، باران نصرت را سیل آسا بر تو فرو می ریزد. دشمنانت خوار و زبون و دوستانت عزیز و پیروز می شوند. در روی زمین از ستمگران جنایتکار و منکران طغیانگر و دشمنان تجاوزگر و مخالفان عنادگر احدی باقی نمی ماند. هر کسی به خدا توکل کند، خداوند او را بس است. خداوند امر خود را به پایان می رساند، که خداوند برای هر چیز، اندازه ای مقرّر فرموده است. " (۳۴)

عصر جاهلیت، عصر وحشت، خیانت، ناامنی، جنگ و خونریزی بود و امروز دنیای متمدن، شاهد همه ی این جنایات است. اما عصر نورانی حکومت امام مهدی عصر رهایی، امنیت، آسایش، عدالت و دادگری است؛


۶. عصر جاهلیت عصر بی هویتی و بردگی، زنده به گور شدن زنان و دختران، عصر به تاراج رفتن حیثیّت و شخصیت واقعی زن، دوران تبرّج و وسیله ی کام جویی از این موجود برای مردان بود. در چنان روزگاری، پیامبر رحمت، به فرمان پروردگار، دل های مایوس آن ستمدیدگان را روشن ساخت و شخصیت و هویّت واقعی زنان را به آنان بازگرداند.

اسوه های زیبای قرآنی از زنان بزرگ تاریخ، مانند مریم، آسیه، هاجر و… و حضور زنان بزرگی چون: حضرت فاطمه و حضرت خدیجه و… در زمان صدر اسلام، آینه ی تمام نمای جلال و جمال حق در بینش اسلام است.

زنان در دنیای امروز چنان که می دانیم وضعیت بهتری از عصر جاهلیت ندارند. یکی از ثمرات قیام جهانی امام مهدی بازگرداندن هویت و شخصیت واقعی زن به او است. زنان در قیام و حکومت امام مهدی مقام و موقعیت خاصّی دارند.


امام باقر می فرماید:

" به خدا سوگند، سیصد و سیزده نفر می آیند که پنجاه نفر از این عدّه زن هستند و بدون هیچ قرار قبلی در مکه کنار یکدیگر جمع خواهند شد. این است معنای آیه ی شریف: « هر جا باشید خداوند همه ی شما را حاضر می کند؛ زیرا او بر هر کاری توانا است. " (۳۵)

دسته ی دوم، چهارصد بانوی برگزیده هستند که خداوند آنان را برای حکومت جهانی حضرت ولی عصر در آسمان ذخیره کرده است و با ظهور آن حضرت، به همراه حضرت عیسی به زمین می آیند.


پیامبراکرم می فرماید:

" عیسی بن مریم به همراه هشتصد مرد و چهارصد زن از بهترین و شایسته ترین افراد روی زمین فرود خواهد آمد " (۳۶)

عده ای از زنان هم در رجعت باز خواهند گشت. دوران بردگی، وحشت و استثمار زنان به پایان خواهد رسید و در عصر زیبای ظهور، به رشد و کمال خویش ادامه خواهند داد.


امام باقر می فرماید: "در آن دوران حتی زنی ناتوان از مشرق به سوی مغرب می رود و هیچ کس مانع او نمی شود. " (۳۷)

همچنین از آن حضرت نقل شده است که فرمودند:

" در آن زمان حکمت و دانش به ایشان ارزانی می شود، تا جایی که زنان در خانه خود به کتاب خدا و سنت پیامبر حکم می کنند " (۳۸)

و اینها همه نشانه ی مبارزه ی بی امان امام مهدی با آثار جاهلیت انسان در طول قرون و اعصار است و به فراز بردن این موجود تا اوج ملکوت و بازگرداندن هویت واقعی انسان به اوست.

 

اندیشه مهدویّت و منزلت شیعه

در ضمن تمام مباحث گذشته، از جاهلیت نخستین تا جاهلیت نوین، به این باور مهم رسیدیم که اعتقاد به مهدویت در بینش تشیع؛ یعنی مبارزه ی بی امان با جاهلیت همه ی دوران های بشری و قیام مهدی ؛ یعنی نابودی کامل سفاهت و نادانی بشر.

تشیع در باور خود درباره ی مهدویت به بالاترین منزلت ها و اوج عقلانیّت و دانش رسیده و تمام آثار جاهلیت در این بینش رنگ می بازند.

تشیع تنها باور و اعتقادِ نابی است که رهبر زنده ی حال و آینده ی جهان بشری را با تمام مشخصات و مختصات و امتیازات الهی می شناسد. او را باور دارد، با او زندگی می کند و به حیات خویش ادامه می دهد. هیچ مکتبی چنین روشن و زیبا، رهبر و امامی معصوم و مبارزه گر برای خود نمی شناسد.

تشیع یعنی اعتقاد به زیباترین جلوه ی حق در هستی، یعنی حیات و زندگی مادی و معنوی، یعنی علم و دانش و حکمت الهی، یعنی تمدن و رشد و بالندگی انسان، یعنی آزادی بشر از قید همه ی جهالت ها، بردگی ها و سفاهت ها، یعنی پرواز انسان از حضیض مادی گری به اوج بندگی خدا و ملکوت؛ یعنی حذف همه ی آثار نادانی و جهالت حاکم بر دنیای امروز

 



پی‌نوشت :

۱۵٫ سوره ی احزاب(۳۳)، آیه ی ۳۳٫

۱۶٫ تفسیر نمونه، ج۱۷، ص ۲۹۰٫

۱۷٫ تاریخ تحلیلی اسلام، ص ۳۸٫

۱۸٫ نهج البلاغه، خ۹۵٫

۱۹٫ همان، خ۲۸۸٫

۲۰٫ همان، خ۹۳٫

۲۱٫ نظام حقوق زن در اسلام، ص ۲۸۷٫

۲۲٫ سوره ی نحل(۱۶)، آیات ۵۸ و ۵۹٫

۲۳٫ ریه گنون، بحران دنیای متجدد، ص ۱۸٫

۲۴٫ سوره ی روم(۳۰)، آیه ی ۴۱٫

۲۵٫ تهاجم یا تفاوت فرهنگی، ص ۸۷٫

۲۶٫ سوره ی قصص(۲۸)، آیه ی ۵٫

۲۷٫ سوره ی نور(۲۴)، آیه ی ۵۵٫

۲۸٫ جمال الاسبوع، ص۵۰۷٫

۲۹٫ منتخب الاثر، ص ۴۸۳٫

۳۰٫ آینده ی جهان، ص ۵۳٫

۳۱٫ منتخب الاثر، ص ۴۶۹٫

۳۲٫ نهج البلاغه، خ۱۳۸٫

۳۳٫ کمال الدین و تمام النعمه، ص ۴۱۱٫

۳۴٫ بحارالانوار، ج۱۰، ص ۱۰۴٫

۳۵٫ بحارالانوار، ج۵۲، ص ۲۲۳٫

۳۶٫ معجم الامام المهدی، ج۱، ص ۵۳۴٫

۳۷٫ بحارالانوار، ج۱۰، ص ۱۰۴٫

۳۸٫ همان، ج۵۲، ص ۳۵۲٫