شبهاتی چون: کربلا صحرا نبود، عاشورا در پاییز بود و ... را چگونه پاسخ دهیم؟!
موضوع : وبلاگ / مجله‌ی روشنگری
تاریخ انتشار : 8 آبان 1399
مدت زمان مطالعه : 8 دقیقه
شبهاتی چون: کربلا صحرا نبود، عاشورا در پاییز بود  و ... را چگونه پاسخ دهیم؟!
همه ساله با نزدیک شدن محرم و سالروز فاجعه‌ی عاشورا در کربلا، موجی از این شبهات، به ویژه در فضای مجازی به راه می‌افتد که همه نیز تکراری است؛ منتهی کافر عنود و منافق لجوج، در عین حال که پاسخ را گرفته و یا حتی از اول هم می‌دانسته، دوباره همان را تکرار می‌کند، چرا که قصدش دریافت پاسخ نیست، بلکه ایجاد شبهه و اعوجاج در اذهان و عواطف مردمان می‌باشد! آنها می‌گویند: بالاخره هر ساله عده‌ای برای نخستین‌بار چنین شبهه‌ای را می‌خوانند و حالا تا پاسخ پیدا کنند، طول می‌کشد و ما نیز جوّسازی خود را انجام داده‌ایم.
ولی در هر حال، سوال یا شبهه در ذهن برخی ایجاد می‌شود؛ لذا پاسخ جهت آگاهی آنهاست، نه الزاماً به شبهه‌پراکنان.

«وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَیَتَّخِذَهَا هُزُوًا اُولَئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ مُهِینٌ» (لقمان، 36)
و برخى از مردم کسانى‏‌اند که سخن بیهوده را خریدارند تا [مردم را] بى[هیچ] دانشى از راه خدا گمراه کنند و [راه خدا] را به ریشخند گیرند! براى آنان عذابى خوارکننده خواهد بود.

الف - فرض کنید که موقعیت جغرافیایی و آب و هوای کربلا، مانند جنگل‌های شمال کشور ما بود و اتفاقاً در وسط زمستان نیز رخ می‌داد؛ خب چه حقیقتی تغییر می‌یافت؟! آیا العیاذ بالله مواضع امام حسین در برابر "ظلم" و اسلام معاویه‌ای و یزیدی متغیر می‌شد و یا مواضع یزیدیان، شامیان، کوفیان، مسلمانان بی‌بصیرت، ترسو و فرصت طلب تغیر می‌کرد؟!

ب - گرما، گرسنگی، تشنگی، عطش و ...، شرایط و حوادث است، نه حقیقت ماجرا؛ بدیهی است که اگر شرایط جغرافیایی و آب و هوایی به گونه‌ی دیگری بود، شیوه‌ی عملکرد دشمنان نیز به گونه‌ی دیگری بود، نه این که مثلاً نگاه به حاصلخیزی زمین یا بارش باران آسمان می‌کردند و بعد تغییر موضع داده و همه مومن، یا دست کم انسان می‌شدند.

ج - در یک ترور، فرق یک امام را با شمشیر زهرآلود، در محراب شکافتند؛ در تروری دیگر، یک امام و خانواده‌اش را محاصره کرده و آن قتل عام فجیع را راه انداختند و در ترورهای دیگری، به امامان زهر کُشنده نوشاندند. حال آیا امامان به خاطر چگونگی شهادت‌شان با یک دیگر متفاوت هستند، یا همه نور واحدند؟ یا مستکبران و ظالمان، به خاطر تغییر شکل و وسایل ظلم‌شان متفاوت می‌باشند؟!

د - امروزه شاهدید که برای نظام استکبار و سلطه (امریکا، انگلیس و صهیونیسم بین‌الملل)، هیچ فرقی ندارد که مسلمان در بوسنی (اروپایی و سر سبز) است - یا آسیای مرکزی (ایران، عراق، فلسطین، لبنان یا ...) با آب و هوایی خشک، نیمه خشک و چهار فصل، یا میانمار در آسیای شرقی که شرجی و مرطوب است و برخی از مناطقش نیز خشک و بی آب می‌باشد! در همه جا با شدت ظلم و در نهایت ددمنشی، مسلمان‌کشی، نسل کشی و کودک کشی می‌کنند!


نکته‌ی قابل توجه:
جنایات مشمئز کننده‌ی امروز داعش را هر کسی می‌شنود، به شدت متاُثر و دچار نفرت می‌گردد؛ اما اگر به تاریخ گذشته و حال نگاه کنید، شیوه‌ی جنایات آنها  (قتل، سربریدن، کشتار کودکان، به اسارت بردن زنان، سپر انسانی قرار داد اهالی روستاها و ...)، دقیقاً همان شیوه‌ای است که گروه‌های تروریستی در آغاز اشغال فلسطین، در داخل شهرهای آن انجام دادند – این همان شیوه‌ای است که پس از پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار جمهوری اسلامی ایران، در کردستان ایران انجام دادند – همین شیوه را صرب‌های اروپایی، در داخل کشور خودشان، علیه هموطنان بوسنیایی و مسلمان خود انجام دادند و حتی شکم زنان باردار را پاره می‌کردند تا جنین را بیرون آورده و روی دست بگیرند و یا حتی بسوزانند – همین شیوه توسط نیروهای نظامی امریکایی، طالبان، القاعده و ... در عراق و افغانستان نیز به کار رفت، و همین شیوه امروزه در میانمار اِعمال می‌گردد.
اینها همان شیوه‌هاییست که فرعونیان علیه موحدان آن زمان به کار می‌بردند و رشد علم، تکنولوژی، ارتباطات، تشکیلات (سازمان ملل، ناتو و ...)، یا پدیدار شدن "ایسم"های مدعی و ...، هیچ اثری بر آنان نگذاشت، جز آن که بر استکبار، شقاوت و ظلم‌شان افزود.

شرایط کربلا:
- نگرانی (استرس)، ترس، وحشت و ... همه لب و دهان و گلو را خشک می‌کند، چه رسد به گرد و خاک جنگ زمینی.
- دیدن یک حادثه‌ی تلخ یا نگران کننده، عطش آور است، چه رسد به دیدن کشته شدن برادران، پسران و عزیزان در مقابل چشم و در جنگی نابرابر و ناجوانمردانه که به ترور و قتل عام شبیه‌تر بود.
- بی‌آبی و تشنگی، در تمام ده روز نبود، بلکه در سه روز آخر و به ویژه تاسوعا و عاشورا بود، که البته سه ساعتش نیز زیاد است، چه رسد به سه روز در آن شرایط.

شرایط آب و هوا:
۱- در همین ایران، و به ویژه در استان‌های جنوبی، هوا در دو ماه اول پاییز نیز گرم است.
۲- در همین کربلای امروزی نیز هوا در مهر ماه بسیار گرم است. دوستانی که در مهرماه یا فروردین ماه به کربلا سفر کرده باشند می دانند شب هایش سرد است و روزهایش گرم و مرطوب؛ حال اگر در روز، زره و کلاه خود و تلاش سخت در جنگ و زخم های بسیار بر تن باشد تشنگی فشار سختی به بدن می آورد. این همان بیان علی اکبر سلام الله علیه به پدرش است.
۳- آدمی در سرسبزترین و خوش آب و هواترین مناطق نیز دو ساعت پیاده‌روی تفریحی بکند، تشنه می‌شود، چه رسد به این که بدود، اسب بتازد، و بجنگد.

۴- دقیقا از روز هفتم محرم فرمان بسته شدن آب صادر شد و ابن زیاد به عمر سعد دستور داد اگر در خیمه ها چاهی درست کردند فرمان بده عین سی هزار لشگر بر خیمه ها بتازند و چون امام نمی خواستند حرم درگیر جنگ شود از اینکار خودداری کردند، برخی افراد دشمن نیز مدام سرک می کشیدند تا متوجه حفر چاه شوند. اما حضرت اباالفضل و تنی از یاران دلاور امام تا شب دهم که تعداد محافظان شط به چهار هزار نفر رسید مرتبا به نگهبانان شط حمله ور شده و برای خیمه ها آب می آوردند.(الارشاد، ج۲: ۸۸-۹۱/ ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج ۵ : ۹۱)
با این حال در میانه روز، آن گاه که تشنگی بر کودکان، زنان و حتی سپاهیان امام فشار شدیدی آورده بود، امام به حضرت عباس دستور داد اقدام به حفر چاه نماید؛ چرا که سرزمین کربلا بر کرانه رودی پر آب قرار داشت و احتمال آن می رفت که با کندن چاه به آب دست یابند. حضرت عباس (در حالی که احتمالا دیگران کارزار جنگ را پی می گرفتند) مشغول کندن چاه شد. پس از مدتی کندن زمین، از رسیدن به آب از آن چاه ناامید گردید، از چاه بیرون آمد و در قسمت دیگری از زمین دوباره شروع به حفر چاه نمود، ولی از چاه دوم نیز آبی نجوشید.( ینابیع الموده، ج۲، ص۳۴۰؛ المنتخب، ج۲، ص۴۴۱؛ مقتل ابی مخنف، ص۵۷؛ بطل العلقمی، ج۲، ص۳۵۷)

۵- در روز عاشورا هم گرسنگی فشار می آورد که در روز یازدهم امام سجاد به حضرت زینب می فرمایند «عمه جان رنگت به زردی رفته و ضعیف شده ای، چرا همان سهم اندک غذای خود را نمی خوری؟ که زینب مجلله می فرماید بچه ها با سهم اندکشان سیر نمی شوند و من مال خودم را به ایشان می دهم»؛ اما درد تشنگی چیز دیگری است، این را روزه داران ماه رمضان در تابستان خوب می فهمند برای همین همه مقاتل به تشنگی سپاه حسین اشاره کرده اند.

فرات:
- نه تمامی حاشیه‌‌ی فرات، جلگه بوده و هست؛ نه تمامی حواشی سایر رودخانه‌های بزرگی چون نیل یا ...، بلکه مناطق بسیاری از این حواشی، صحرایی می‌باشند.
- کربلا نیز در حاشیه رودخانه‌ی نیل قرار نگرفته، بلکه حدود 15 کیلومتر فاصله دارد،  و البته نهر کوچکی از آن منشعب شده و به کربلا می‌رسید، به نام "علقمه"؛ و ممانعت‌ها و جنگ و گریزها، همه برای دسترسی به این آب بود.
- نه تنها کسی نگفته که آن منطقه سراسر مانند کویر لوت خشک بود، بلکه می‌دانیم در برخی از سمت‌های آن درخت و نخلی نیز بود، چنان که کمین علیه حضرت ابوالفضل العباس ، از پشت همین درختان صورت گرفت.
- اما، نکته این است که یاران امام حسین ، بسیار کم بودند و اساساً لشکر نبودند، لذا طبق دستور، آنان را در یک جای بسیار خشک، محاصره کردند.

ابن زیاد در نامه‌اش به حرّ می‌نویسد: « به مجردى که فرستاده من بر تو وارد شد و نامه مرا تسلیم کرد کار را بر حسین دشوار ساز و او را در سرزمینى فرودآور که آب و گیاهى در آن نباشد و متوجه باش به فرستاده خود دستور دادم، همواره با تو باشد و از تو دور نشود تا از نزدیک شاهد اعمال تو بوده و نحوه رفتار تو را در بازگشت به من اطلاع دهد.» (ارشاد، شیخ مفید ره، ترجمه خراسانی، صفحه 432).
نتیجه:
اگر چه تمام تلاش ضد تبلیغ دشمنان در جنگ نرم این است که القاء کنند نه سختی و زحمتی در کار بوده، نه تشنگی و گرسنگی و نه آن جلادان آن فجایع را به بار آوردند، اما واقع این است که تمامی این بافته‌های تخیلیِ فیزیکی، جغرافیایی و ...، بهانه‌ی است برای تکذیب حق از یک سو و منحرف نمودن اذهان عمومی از سوی دیگر.
- به آنها بگویید: شما اصلاً کاری نداشته باشید که کربلا، در چه ماهی از سال و کجا اتفاق افتاد؛ بلکه ببینید چه اتفاقی افتاد و چرا؟ و توجه داشته باشید که این اتفاق در طول زمان امتداد و استمرار دارد، پس ببینید که شما در کدام جبهه قرار گرفته‌اید و چه می‌کنید؟!
- در آن روزگار نیز تمامی مسلمانان و مردم منطقه، در کربلا و در سپاه عمر سعد حاضر نشدند، بلکه بسیاری امام حسین  را (به رغم علاقه‌ی شدید) در مدینه رها کردند، بسیاری دیگر در مکه رها کردند، بسیاری در نیمه راه رها کردند، بسیاری با تبلیغ به جبهه یزید کمک کردند و بسیاری دیگر با ضد تبلیغ خود علیه سیدالشهداء و اصل اسلام جنگیدند! شما کجایید و به کجا می‌روید. «فَاَیْنَ تَذْهَبُونَ - پس به کجا مى‌‏روید / التکویر، 26»