سیدالشهدا (ع) اسم اعظم را در کربلا به امام سجاد (ع) سپرد
موضوع : سخن / وبلاگ شیعه‌نامه
حجت الاسلام و المسلمین رسول غفارپور
تاریخ انتشار : 10 مهر 1399
مدت زمان مطالعه : 9 دقیقه و 51 ثانیه
سیدالشهدا (ع) اسم اعظم را در کربلا به امام سجاد (ع) سپرد
از جمله عبرت های عاشورا که می تواند در همه زمان ها و مکان ها به عنوان درسی حیاتی برای شیعیان و مسلمانان تلقی شود، امام شناسی است و می بینیم که بسیاری از سرگردانی ها در حیات مسلمانان به واسطه این است که امام خود را نشناختند.
گفتگوی پیش‌رو با حجت الاسلام و المسلمین «رسول غفارپور» پژوهشگر پژوهشگاه باقرالعلوم درباره فضای امام شناسی بعد از شهادت امام حسین و اشاره به منابع روایی در تصربح به امامت امام سجاد است.

پرسشی که امروز می خواهیم در کنار حضرتعالی بررسی کنیم عبرت ها و درس ها از عاشوراست. البته در این باره پیش تر بارها در سخنان بزرگان نکات متنوعی بیان شده است اما همچنان موضوع تازه ای است و هر بار می توان مراجعه دوباره ای به آن داشت. شما از چه زاویه ای به این موضوع نگاه می کنید؟
ببینید در بحث عبرت های عاشورا ما زمانی می توانیم به یک افق روشن در این باره برسیم که اول از همه دید جامع و روشنی درباره امامت شیعه و جایگاه آن داشته باشیم، بدون اثبات امامت در حقیقت آنچه می یابیم ابتر و ناکافی خواهد بود. دوره امامت بعد از حضرت سیدالشهدا دوره خاصی است و سرگشتگی هایی را برای شیعیان به وجود می آورد بنابراین ما باید مراجعه کنیم ببینیم آقا اباعبدالله برای امامت و جانشینی بعد از خود چه اقداماتی انجام می دهد یا هر کدام از شهدای کربلا چه کنش و درکی در این باره دارند. می دانید که از نظر شیعه امامت، مقام الهی و منصب ربانی است: انی جاعل فی الارض خلیفه، یعنی امام منصوب من الله است.  از دیدگاه شیعه امامیه، عصمت و افضلیت از صفات لازم برای امام به شمار می‌رود.

در واقع مقام امامت و توحید به هم گره خورده اند؟
ببینید با توجه به اینکه بر اساس دیدگاه شیعه، امامت یک مقام الهی و منصب ربانی است، مسئولیت اعطاء آن تنها به دست خداوند تبارک و تعالی است. خداوند متعال بر اساس ادله فراوانی این منصب را پس از پیامبر اسلام حضرت محمد بن عبدالله به ۱۲ نفر از برگزیدگان اولیایش مرحمت فرموده است و خود، اسامی آنان را به پیامبرش اعلام نموده و حضرت آن را به‌ صورت مکرر به گوش مردم رسانیده است. روایات و ادله‌ فراوانی، اسامی مبارک این دوازده نفر را دربر دارد که در کتب روایی موجود است. اسم مبارک حضرت علی بن حسین پس از اسم مبارک پدرش حضرت امام حسین در تمام این نصوص دیده می‌شود.[1]

و از آن جمله حدیث لوح است که اسم زین‌العابدین پس از حضرت امام حسین است.«... اوّلهم علی سیّد العابدین وزین اولیاء الماضین».  [2]

بنابراین مطابق روایات صریحی که محدثین بزرگ شیعه در کتب روایی خود آورده‌اند، امام علی بن حسین ، وصی حضرت امام حسین است. گذشته از این پذیرش امام سجاد در جامعه شیعه به عنوان امام چهارم و جانشین و وصی حضرت امام حسین و مقبولیت عملی آن حضرت در طول تاریخ از طرف شیعه، خود شاهد صد و گواه محکمی است بر اعتبار این وصایت.

گویا در آغاز امامت حضرت سجاد  عموی حضرت محمد بن حنفیه نسبت به مقام امامت مدعی بودند. در این باره چه می دانیم؟
بله، شبهه امامت محمد بن حنفیه، فرزند حضرت امیرالمومنین مدتی فضای فرهنگی شیعه را آلوده نمود و فرقه کیسانیه با این اعتقاد شکل گرفتند، این شبهه آنچنان بی‌اساس بود که با کرامت حضرت امام سجاد و گواهی حجرالاسود به امامت حضرت سجاد و قانع شدن محمد بن حنفیه از یک سو و وجود شمشیر و زره‌ پیامبر و همچنین کتاب مخصوصی که حاوی علوم بی‌شماری بوده است، نزد حضرت سجاد از سوی دیگر، هیچ جای تردید باقی نگذاشته است که امام چهارم، حضرت علی بن حسین هستند. همچنین وجود معجزات و کرامات بیشمار دیگر که جز از ولی بر حق خدا قابل انجام نیست و صلاحیت‌ های علمی و عملی این شخصیت بزرگوار، نشانه‌های دیگری از امامت ایشان است بنابراین تصریح حضرت رسول و امام پیشین که وجود نص بر امامت حضرت است [3] - [4] و معجزات، کرامت‌ها و صلاحیت‌های علمی و عملی، همه دال بر امامت حضرت سجاد است.

نص بر امامت شیعه از جمله امامت حضرت سجاد  از چه راهی قابل حصول است؟
از نظر شیعه امامیّه تعیین امام باید به عبارت صریح و روشن باشد و جای هیچ تردیدی را باقی نگذارد و درباره امامت امام زین‌العابدین ، نصوص و روایت صریح به تواتر رسیده است که ما به برخی از آنها اشاره می کنیم:

پیامبر اکرم ، اوصیا و جانشینان بعد از خود را دوازده تن مشخص کرده و از ایشان به‌صراحت نام برده است که از آن جمله امام زین‌العابدین است و نصوص فراوانی در این باب رسیده است. [5] - [6]

درباره موضع امام علی درباره امامت امام سجاد  مطابق با متون روایی مان چه می دانیم؟
امام امیرالمومنین بر امامت نواده‌اش زین‌العابدین تصریح کرده است، موقعی که در آستانه وفات قرار داشت به پسرش امام زکی حضرت حسن وصیت کرد و او را امام بعد از خود معیّن کرد و مواریث انبیاء را به او سپرد و پسرانش امام حسین و محمد بن حنفیّه و تمام اولاد خود و سران شیعه را بر آن گواه گرفت و به امام حسین فرمود: «ثم اقبل على ابنه الحسین فقال، وامرک رسول الله ان تدفعها الى ابنک هذا، ثم اخذ بید علی بن الحسین ثم قال لعلی بن الحسین: وامرک رسول الله ان تدفعها الى ابنک محمد بن علی واقراه من رسول الله ومنی السلام.» [7] همانا تو بعد از برادرت حسن، امام و رهبر مردمانی و رسول خدا به تو فرمان می دهد که مواریث را پس از خود به پسرت زین‌العابدین بسپاری که او حجت بعد از توست و آنگاه دست زین ‌العابدین را که هنوز طفلی بود گرفت و فرمود: رسول خدا تو را موظف می کند که امامت را بعد از خود به پسرت محمدباقر بسپاری و از طرف رسول خدا و از جانب من به او سلام برسانی.

آن طور که از روایات به دست می آید و شما در بخش پیشین گفتگو هم اشاره کردید امام حسین به امامت فرزندش زین‌العابدین  تصریح نموده و عهد امامت را بعد از خود به او سپرد؟
بله، زهری این واقعه را چنین روایت کرده است: در خدمت حضرت حسین بن علی بودم ناگاه علی بن حسین، خردسال وارد شد، امام حسین او را طلبید و به سینه چسبانید و پیشانیش را بوسید، زهری رو به امام حسین کرد و عرض کرد: یابن رسول اللّه! پناه به خدا اگر دستمان به تو نرسید، به چه کسی مراجعه کنیم؟ ... امام حسین فرمود: «الی علی ابنی هذا، هو الامام و ابوالائمه...» به این پسرم مراجعه کنید که او امام و پدر دیگر امامان است.[1] - [2]

دیگران هم به این حدیث اشاره کرده اند؟
بله، نظیر این حدیت را عبداللّه بن عتبه نقل کرده [3] و راویان شیعه می گویند: امام حسین وقتی که آهنگ سفر عراق نمود، مواریثی را که از برادرش امام حسن دریافت کرده بود به ام‌ سلمه همسر پیامبر تسلیم کرد و به او فرمود تا پس از شهادت وی به زین‌العابدین بدهد. [4]

امام حسین قبل از حرکت به سمت کربلا چه وصیت هایی درباره امامت امام سجاد  داشته اند؟
حضرت باقر فرموده‌اند: چون که امام حسین متوجه عراق شدند تمام وصیت و کتب و غیر آن را به ام‌ سلمه همسر پیامبر، دادند و به او فرمودند: چون که بزرگترین فرزند من به سراغ تو آمد، آنچه به تو دادم به او برگردان پس چونکه حسین کشته شد، علی بن حسین به سراغ ام‌ سلمه آمدند و آنچه را حسین به او داده بودند به حضرت برگرداند.[5]-[6]

 و طبق نقل اثبات الهداه حضرت امام حسین به هنگام شهادتش در کربلا علی بن حسین را حاضر نمود و ایشان مریض بود. پس اسم اعظم و مواریث انبیاء را به ایشان وصیت نمود و به ایشان فهماند که علوم و مصحف‌ها و سلاح را نزد ام‌سلمه گذاشته و به او امر کرده است که همه اینها را به حضرت برگرداند.[7]

مسعودی نیز می‌نویسد: امام حسین در روز عاشورا حضرت علی بن حسین را که مریض بود احضار کرد و راجع به اسم اعظم خدا و میراث ‌های انبیاء به آن حضرت وصیت نمود و فرمود علوم الهی و قرآن و شمشیر نزد ام‌سلمه است، به ام‌سلمه دستور داده بود که آنها را به علی بن حسین تقدیم نماید و روایت شده است که امام حسین در روز عاشورا دختر بزرگ خود فاطمه را خواست و نامه به هم ‌پیچیده‌ای را به او داد و او را مامور کرد که آن را به برادرش علی بن حسین تسلیم نماید.[8]

درباره شهادت حجرالاسود درباره امامت امام سجاد  چه می دانیم؟
ثقه‌الاسلام کلینی رضوان ‌الله ‌تعالی‌ علیه در اصول کافی و شیخ طبرسی در الاحتجاج نقل نموده‌اند که از امام ابوجعفر الباقر روایت شده است که فرمود: چونکه حسین بن علی کشته شد، محمد بن حنفیه به سراغ حضرت علی بن حسین فرستاد و با او خلوت کرد. سپس گفت: ‌ای پسر برادرم شما می‌دانید که رسول الله صلی‌ الله‌ علیه‌ و ‌آله‌ و سلّم وصایت و امامت را پس از خود برای علی بن ابی‌طالب قرار داده و بعد برای امام حسن و سپس برای امام حسین و پدر تو کشته شد، خدا از او راضی باشد و درود خدا بر او، ولی او به کسی وصیت نکرده است و من عموی تو هستم و برادر تنی پدر تو و من به خاطر سنم و قدمتم، نسبت به این امر، شایسته‌ترم از تو که هنوز جوان هستی. پس با من در مورد وصایت و امامت منازعه مکن، و با من به مخالفت برمخیز.

در این هنگام حضرت علی بن حسین به او فرمود: عمو جان! تقوای الهی پیشه کن و آنچه برای تو حق نیست، ادعا مکن. من تو را موعظه می‌کنم تا از جاهلین و گمراهان مباشی. ‌ای عمو! پدرم صلوات ‌الله ‌علیه قبل از اینکه متوجه به سوی عراق شود به من وصیت نمود. و در همین مورد ساعتی قبل از شهادتش با من عهد بست و این سلاح رسول الله است که نزد من است پس متعرض این امر مشو که برای تو از نقص عمر و دگرگونی حال بیمناکم. هر آینه خداوند تبارک و تعالی سوگند یاد کرده و به عهد گرفته است که وصیت و امامت را قرار ندهد مگر در عقب و نواده حسین ، پس اگر می‌خواهی بدانی بیا با هم به کنار حجرالاسود برویم تا او را حکم بین خودمان قرار دهیم و از او در این مورد سوال کنیم. امام باقر فرمودند: زمانی که این سخن بین آن دو رد و بدل می‌شد آن دو در مکه بودند. پس با هم حرکت کردند و رفتند تا به حجرالاسود رسیدند. پس حضرت علی بن حسین به محمد فرمودند: آغاز کن و به سوی خداوند ابتهال نما و گریه و زاری کن و از او بخواه تا حجر را برای تو به نطق در آورد و بعد از آن بپرس. محمد نیز دعایی با ابتهال خواند و از خداوند سوال نمود و سپس از حجر بپرسید، ولی به او جواب نداد. علی بن حسین فرمودند: ‌ای عمو جان تو اگر وصی و امام بودی حتما حجر به تو جواب می‌داد. محمد به آن حضرت عرض کرد: پس تو‌ ای پسر برادرم دعا کن و از او سوال نما. پس علی بن حسین آنچه اراده فرموده بود دعا کرد و سپس فرمود: تو را می‌خوانم‌ ای چیزی که میثاق همه انبیاء و میثاق اوصیاء و میثاق همه مردم در تو قرار داده شده است که ما را به زبان عربی آشکار خبر دهی که وصی و امام بعد از حسین بن علی کیست؟ پس حجر تکانی خورد که نزدیک بود از موضعش بیفتد، سپس خداوند آن را به زبان عربی آشکار گویا نمود و گفت: اللهم بار پروردگارا! هر آینه وصیت و امام بعد از حسین بن علی  به علی بن حسین ابن علی بن ابیطالب و ابن فاطمه دختر رسول الله سپرده شده است. در این حال محمد بن حنفیه برگشت در حالی که از موالیان و معتقدان به امامت حضرت علی بن حسین بود. این روایت شریف را مختصر بصائر الدرجات و اعلام الوری و مناقب نیز نقل نموده‌اند.



پی نوشت:
۱) کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، کتاب الحجه.
2) کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۱، ص۵۲۷- ۵۲۸، ناشر دارالکتب الاسلامیه، آخوندی ۱۳۸۸ق.
3) مفید، محمد بن محمد، الاختصاص، ج۱، ص۲۰۷ ۲۰۸، ناشر جماعه المدرسین فی الحوزه العلمیه.
4) خزاز قمی، علی بن محمد، کفایه الاثر، ج۱، ص۵۳، انتشارات بیدار ۱۴۰۱ق.
5) خزاز قمی، علی بن محمد، کفایه الاثر، ص۱۴۴.
6) طوسی، محمد بن حسن، الغیبه، ص۱۱۱.
7) هلالی عامری، سلیم بن قیس، کتاب سلیم بن قیس، ص۳۶۲.
8) کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۱، ص۲۹۷ - ۲۹۸، ناشر دارالکتب الاسلامیه، آخوندی ۱۳۸۸ق.
9) موسوی خوانساری، محمدباقر، روضات الجنّات، ص۲۴۷- ۲۴۸.
10) الخزاز القمی، علی بن محمد، تحقیق سید عبداللطیف الحسنی کوهکمری خوئی، انتشارات بیدار ۱۴۰۱ق.
11) حر عاملی‌، محمد بن حسن، اثبات الهداه، ج۴، ص۶۰.
12) کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۱،ص۳۰۴، ح۳.
13) مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۴۶، ص۱۸، ح۳، به نقل از غیبه الطوسی.
14) طوسی، محمد بن حسن، الغیبه، ص۱۹۵.
15) حر عاملی‌، محمد بن حسن، اثبات الهداه، ج۴، ص۶۰.
16) مسعودی، علی بن الحسین، اثبات الوصیه، ص۱۶۷.