اگر امیرالمومنین(ع) از زمان شهادت باخبر بودند چرا به مسجد رفتند؟
موضوع : وبلاگ / یادداشت
حجت الاسلام ابوالفضل ابراهیمی
تاریخ انتشار : 26 اردیبهشت 1399
مدت زمان مطالعه : 5 دقیقه و 31 ثانیه
اگر امیرالمومنین(ع) از زمان شهادت باخبر بودند چرا به مسجد رفتند؟
با توجه به روایات متعددی که هم در مجامع روایی شیعه و هم در کتب اهل سنت وارد شده است امیرالمومنین از زمان شهادت خود با خبر بودند و حتی قاتل خود را می‌شناختند. با توجه به این روایات این مساله مطرح می‌شود که اگر امیرالمومنین می‌دانستند در شب نوزدهم ماه مبارک توسط ابن ملجم مرادی ملعون ضربت می‌خورند که منجر به شهادت ایشان می‌شود چرا به مسجد رفتند؟

خدای متعال در قرآن می‌فرمایند: وَ لاَ تُلْقُوا بِاَیْدِیکُمْ اِلَی التَّهْلُکَهِ (البقره / ۱۹۵) با دست خود، خودتان را به هلاکت میندازید. آیا نعوذ بالله این کار حضرت القا الی التهلکه نیست؟

این پرسشی است که از زمان اهل بیت مطرح بوده است و در مورد قیام امام حسین و شهادت سایر ائمه نیز مطرح می‌شود.

جواب‌هایی از جانب متکلمین شیعه به این سوال داده شده است.


جواب اول این است که آنچه که در ذهن عوام از شیعیان در مورد علم امام وجود دارد صحیح نمی‌باشد. تصور عوام این است که علم امام نسبت به امور بالفعل است یعنی همانطور که مثلاً شیئ مقابل خود را می‌بینند و علم به آن دارند اخبار گذشته و آینده نیز همینطور اصطلاحاً جلوی چشم ایشان است اما باید توجه داشت علم ائمه از مبادی مختلفی به دست می‌آید که عبارتند از: آموزش پیامبر که از طریق امیرالمومنین به ایشان منتقل می‌شود، کتب انبیا الهی، کتاب امام علی ، مصحف حضرت فاطمه علیها السلام، کتاب جَفر، کتاب جامعه و الهام از طرف خدای متعال.

بنابراین علم امام به تمام اشیا بالفعل نیست بلکه طبق بعض روایات امام هرگاه اراده کنند علم حاصل می‌شود. ‬ اَبِی عُبَیْدَهَ الْمَدَائِنِیِّ عَنْ اَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: اِذَا اَرَادَ الْاِمَامُ اَنْ یَعْلَمَ شَیْئاً اَعْلَمَهُ اللَّهُ ذَلِک‏.‬ امام صادق فرمودند امام هرگاه اراده کند چیزی را بداند خدای متعال او را آگاه به آن می‌کند. (الکافی؛ ج ‏۱؛ ص ۲۵۸) بنابراین ممکن است مثلاً امام رضا هنگام خوردن انگور مسموم اراده نکرده بودند که بفهمند آیا انگور مسموم است یا نه.

این جواب فی الجمله صحیح است اما شاید در موردی که ممکن است منجر به شهادت امام شود صحیح نباشد زیرا اگر حفظ جان واجب است پس امام باید اراده کند تا خدای متعال به ایشان بفهماند که مثلاً این میوه مسموم است یا نه؟

ثانیاً در مورد امیرالمومنین مصداق ندارد زیرا طبق روایات حضرت عالم به جزئیات شهادتشان بودند حتی بعض یارانشان مانند میثم تمار نیز از کیفیت شهادت حضرت خبر داشتند.


پس این جواب در مورد سوال اصلی کافی نمی‌باشد.

علامه طباطبایی در پاسخ می‌فرمایند: با توجه به روایات بسیاری امام معصوم از راه موهبت الهی و نه از راه اکتساب و تعلیم به همه چیز واقف است و هر چه را اراده کند به اذن خدای متعال با اندک توجهی علم به آن پیدا می‌کند. نکته‌ای که باید مورد توجه قرار گیرد این است که این علمی که موهبت الهی است تخلف پذیر نیست و علم به قضاء حتمی الهی است و از تحت اختیار شخص خارج است.(دانش نامه امیرالمومنین ج ۷ ص ۳۳۷)

بنابراین این علم موجب نمی‌شود تکلیف الهی برگردن امام باشد در حالی که نهی از خود کشی که در آیه به آن اشاره شده است نهی تشریعی است یعنی اگر کسی با اختیار خود را در معرض خطر قرار دهد و هلاک شود گناه مرتکب شده است مثلاً اگر شخصی با توجه به تحقیقات علمی علم پیدا کند که خوردن فلان سمّ باعث مرگ انسان می‌شود اگر با اختیار خود آن سمّ را نوشید و موجب مرگش شد آن شخص خودکشی کرده و فعل حرام مرتکب شده البته ممکن است آن سمّ اثر نکند و شخص زنده بماند اما علم امام به شهادت خود و به اموری که محقق می‌شود علم به واقع و حقیقت امر است و تخلف پذیر نیست لذا تکلیف آور هم نمی‌باشد.

این جواب قانع کننده است اما از امام رضا روایتی نقل شده که از نظر معرفتی و تبیین مقام والای امامت بر جواب قبل برتری دارد.

حسن بن جهم همین سوال را از امام رضا پرسید و خدمت حضرت عرض کرد: امیرالمومنین قاتل خود را می‌شناخت، شبی که در آن به قتل می رسند را می‌دانست شاهد آن اردک هائی بود که به هنگام خروج حضرت از خانه ناله کردند و به دنبال حضرت رفتند بعلاوه حضرت ام کلثوم به ایشان پیشنهاد داد که امشب را در خانه نماز بخوانید و شخص دیگری را برای نماز به مسجد بفرستند اما حضرت قبول نکردند. حضرت آن شب مرتب از خانه خارج می‌شدند در حالی که سلاحی نداشتند و می‌دانستند قاتل ایشان ابن ملجم لعنه الله با شمشیر منتظر ایشان است. در چنین شرایطی آیا جایز است انسان خود را در معرض خطر قرار دهد؟


امام رضا در جواب او فرمودند: فَقَالَ ذَلِکَ کَانَ وَ لَکِنَّهُ خُیِّر فِی تِلْکَ اللَّیْلَهِ لِتَمْضِیَ مَقَادِیرُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ. این مطالب درست است اما خدای متعال حضرت را در آن شب مخیَّر کرده بودند که تقدیر الهی را ایشان امضا کند. (الکافی ج ‏۱؛ ص ۲۵۹)

ملا محسن فیض کاشانی در شرح این حدیث می‌فرمایند: خدای متعال امر را به خود حضرت واگذار کردند که لقاء الله را اختیار کنند و یا بقا در دنیا را و حضرت لقاء الله را اختیار کردند. لذا وجوب حفظ نفس که در آیه شریفه به آن اشاره شده است چنین مواردی را شامل نمی‌شود. (الوافی؛ ج ‏۳؛ ص ۵۹۵)

این مضمون در مورد امام موسی بن جعفر و امام حسین نیز نقل شده است. اینکه امضا مقدرات الهی به دست امیرالمومنین باشد از نظر عقلی و نقلی ایرادی ندارد زیرا اولاً این امضا به اذن خدای متعال است یعنی امام قدرتی وراء قدرت خدای متعال ندارد و با همان قدرت الهی می‌تواند تقدیر الهی را امضا کند و یا به زمان دیگری موکول کند.

امام صادق در روایتی فرمودند شب نوزدهم شب تقدیر و شب بیست و سوم شب امضا مقدرات است (الکافی (ط - الاسلامیه)، ج ‏۴، ص: ۱۵۹).‬ پس منافاتی ندارد که بین تقدیر امری و امضا آن فاصله باشد. بنابراین انتخاب شهادت منافاتی با حرمت وقوع نفس در هلاکت ندارد و نهی در آیه شامل مواردی که خدای متعال امام را مخیَّر در انتخاب کرده، نمی‌شود.


بطور خلاصه می‌توان گفت علم امام به اموری که هنوز واقع نشده ممکن است به این صورت باشد که اگر امام بخواهد عالم می‌شود و در مواردی که امام علم پیدا کرده است علم به امر حتمی الوقوع است و امام در وقوع آن امر اختیاری ندارد و ثالثاً در مواردی که منجر به شهادت اهل بیت شده است خدای متعال امضای تحقق آن امر را به امام واگذار کرده باشد.